تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦

باب ثا و لام و آنچه پس از آن‌هاست

ثلا

[ ث ] : دژى از دژهاى يمن است . واژه‌اى بىريشه مىباشد .

ثلاثاء

[ ث ] : ( با الف كشيده هموزن نام عربى روز سه‌شنبه ) . نام آبى از آن بنى اسد است . مطير پسر اشيم اسدى چنين مىسرايد :
فان انتم عورضتموا فتقاحموا * باسيافكم ان كنتم غير غزّل
فلا تعجزوا ان تشتموا او تيمّموا * بجر ثمّ او تأتوا الثّلاثاء من عل
[ 932 ]
عليها ابن كوز نازل ببيوته * و من يأته من خائف يتأوّل « 1 »

« سوق الثلاثاء »

( - سه‌شنبه بازار ) نام بخشى بزرگ از بغداد است كه بازارهاى گسترده دارد و نزديك نهر معلى است و از آبادترين بازارهاى بغداد به شمار مىرود زيرا بازار بزازان در آن قرار دارد .

ثلاثان

[ ث ] : ( همچون تثنيهء ثلاث ) . نام آبى از آن بنى اسد در سمت حبشه مىباشد . و گويند نام كوهى يا دره‌اى باشد .

ثلاث

[ ث ث ] ( معدول از ثلاثه ) . جايگاهى است كه گمان مىكنم از سرزمين مراد باشد . فروه پسر مسيك مرادى چنين مىسرايد :
ساروا الينا كانّهم كفّة * اللّيل ظهارا و اللّيل محتدم
لم ينظروا عورة العشيرة و * النّسوان فوضى كانّهم الغنم
سيروا الينا فالسّهل موعدكم * مرنا ثلاث كانّها الخدم
او سرر الجوف او باذرعة * القصوى عليها الاهلون و النّعم « 2 »

ثلبوت

[ ث ل ] ( با باى تك نقطه و تاى دو نقطهء پايانين ) .
هامش
( 1 ) . اگر شما رو در رو قرار گرفتيد با شمشير يورش بريد . اگر نازپرورده نيستيد از ناسزا گفتن و بد شنيدن نهراسيد و از بالاسر « ثلاثاء » بدان درآئيد . ابن كوز با خانواده‌اش در آنجا است و ترسويان را راه نمىدهد . ( 2 ) . روز به سوى ما آمدند . زنان ما مانند گوسفندان پراكنده بودند ولى به ايشان ننگريستند . بيائيد ما از « ثلاث » گذشته در دشت با شما روبرو مىشويم يا در « سرر پايين » يا در « اذرعهء دور » .