تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣

ثغر ( مرز ) اندلس :

بدانجا نسبت دارد ابو محمد عبد اللّه پسر محمد پسر [ 930 ] قاسم پسر حزم پسر خلف ثغرى . او از مردم دژ ايوب بود و به تطيله از ابن شبل و از احمد پسر يوسف پسر عباس و در شهر فرج از وهب پسر مسرّه برشنود . به سال 350 به خاور زمين آمد و در بغداد از ابو على صوّاف و ابو بكر پسر حمدان ، مسند احمد بن حنبل و تاريخ را برشنود . به بصره و كوفه نيز رفت و برشنود . وى در شام و مصر و جز آنها از گروهى بسيار شنيد و به اندلس بازگشت و به عبادت و جهاد پرداخت . حكم منتصر او را در همانجا به دادرسى منصوب كرد . سپس وى استعفا كرد و معاف شد و به سال 375 به قرطبه آمد و مردم بر او برخواندند . ابن فرضى گويد : من علم بسيار از او آموختم تا دوباره به ثغر بازگشت و در آنجا بماند تا درگذشت . وى از سواران به شمار مىرفت و در سال 383 در شرق خاورى اندلس درگذشت .

ثغره

[ ث ر ] : نام بخشى پيرامون مدينه است .

ثغور

[ ث ] : دژى در يمن از آن حمير است .

ثغيد

[ ث غ ] : ( كوچك نماى ثغد ) . واژه‌اى بىمعنى است . پس در زبان عرب بىريشه است . نام آبى از آن بنى عقيل در نجد است .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 813 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى