تيفارين
[ ت ] : به گفتهء عمرانى نام جايگاهى است .
تيفاش
[ ت ] : ( با شين نقطهدار ) : نام شهرى باستانى در افريقيه است . شهرى بلند ساختمان كه آن را « تيفاش الظالمة » ( - تيفاش ستمگر ) نامند . چشمهها و كشتزارهاى بسيار در دامنهء كوه دارد .
تيل
[ ت و ت ] : نام كوهى سرخ فام بلند در پشت تربه [ ت ر ب ] از سرزمين عامر پسر صعصعه است . « دارة تيل » بدانجا نسبت دارد . ابن مقبل چنين مىسرايد :
لمن الدّيار بجانب الاحفار * فبتيل دمخ او بسفح جرار « 1 »
تيماء
[ ت ] : شهركى در پيرامون شام ميان شام و وادى القرى در كنار راه حاجيان شام و دمشق است . « الا بلق الفرد » كه نام دژ سموئل پسر عادياى يهودى است در آنجا قرار دارد از اين رو آن را « تيماء يهودى » نيز مىناميدند .
ابن ازهرى گويد : متيّم به معنى گمراه كننده است از اين رو به هر فلات ، تيماء گويند زيرا آدمى در آنجا گمراه مىشود .
ابن اعرابى گويد : تيماء سرزمينى پهناور است . اصمعى گويد : تيماء زمينى است كه آب و مانند آن نداشته باشد .
چون مردم تيماء به سال نهم هجرت شنيدند [ 908 ] كه پيامبر ( ص ) به وادى القرى رسيده است كس فرستاده با او آشتى كردند كه جزيه بدهند و در سرزمين خود بمانند و با كار خود ايشان را راضى مىكردند . پس چون عمر ( رض ) همهء يهود را از جزيرة العرب براند ايشان را نيز از آنجا بيرون كرد . اعشى چنين مىسرايد :
و لا عاديا لم يمنع الموت ماله * و ورد بتيماء اليهودىّ ابلق « 2 »
برخى از تازيان نيز چنين سروده است :
الى اللّه اشكو لا الى النّاس انّنى * بتيماء تيماء اليهود غريب
و انى بتهباب الرّياح موكّل * طروب اذا هبّت علىّ جنوب
و ان هبّ علوىّ الرّياح وجدتنى * كأنّى لعلوىّ الرّياح نسيب « 3 »
بدانجا نسبت دارد حسن پسر اسماعيل تيماوى كه ناشناخته است .
تيمار
[ ت ] ( با راى پايانين ) : گمان مىكنم از بخشهاى بحرين باشد . عبده پسر طبيب چنين مىسرايد :
تداركت عبد اللّه قد ثلّ عرشه * و قد علقت فى كفّة الحابل اليد
سموت له بالرّكب حتّى لقيته * بتيمار يبكيه الحمام المفرّد « 4 »
لبيد چنين مىسرايد :
و كلاف و ضلفع و بضيع * و الّذى فوق خبّة تيمار « 5 »
تيمارستان
[ ت ] : شهرى در فارس در خورهء ارد است .
هامش
( 1 ) . خانههاى كرانهء « احفار » و « تيل دمخ » و دامنهء « جرار » از آن كيست ؟ اين بيت در چ ع ، ج 1 ، ص 577 سطر 21 و نيز در چ ع ، ج 2 ، ص 45 ، س 13 نيز ديده مىشود .
( 2 ) . دارائى عاديا جلوى مرگ او را نگرفت و در تيماء يهود درگذشت . اين شعر در چ ع ، ج 1 ، ص 96 ، س 4 نيز آمده است .
( 3 ) . من به خدا ، نه به مردم شكايت دارم كه در « تيماء يهود » غريب هستم . من در ورزشگاه باد ماندهام . اگر باد جنوب بوزد خرسندم و اگر باد علوى بزود گويى خويشاوند من است .
( 4 ) . عبد اللّه كه تخت را باخته است مىبينم كه دست به حايل آويخته است . او را جستجو مىكردم تا در « تيمار » يافتم كه كبوتران بر او مىگريستند .
( 5 ) . « كلاف » و « ضلفع » و آنچه در بالاى « خبهء تيمار » است . . چ ع 4 : 297 : 10 .