ديگرى چنين مىسرايد :
ارّقنى اللّيلة برق لامع * من دونه التّينان و الرّبايع « 1 »
عوّام پسر عبد الرحمن چنين مىسرايد :
أ حقّا ذرى التّينين ان لست رائبا * قلا لكما الّا لعينىّ ساكب « 2 »
گاهى نيز اين تثنيه را به صورت مفرد آورده « تين » گويند چنان كه خواهد آمد .
تين زرت
[ ز ] : شهرى در جنوب غربى و خاور « نول » نزديك كشور ملثّمان ، مركز بازرگانى بربرهاست .
تين ملل
[ م ل ل ل ] : ( با تشديد لام اول ) . كوهستانى است در مغرب ، روستاها و كشتزارها دارد كه بربران در آنجا مىزيند .
ميان آنجا و مراكش كه مركز پادشاهى بنى عبد المؤمن است سه فرسنگ راه فاصله است . قيام محمد بن تومرت كه خود را « مهدى » مىناميد و آن دولت را برپا داشت در اين شهر بود و پس از مرگ او به عبد المؤمن سپس به فرزندش كه در تاريخشان ياد كرديم رسيد .
تين
و
زيتون
[ و ز ] : دو كوهاند در شام . و برخى گويند « تين » كوهستانى است ميان حلوان تا همدان و « زيتون » كوهستانى است در شام .
نيز برخى گويند « تين » مسجد نوح ( ع ) است و « زيتون » بيت المقدس است . برخى نيز گويند « تين » نام مسجد دمشق است . برخى ديگر گويند « تين » درهاى است به مكه كه آب آنجا به « بلدح » سرازير مىشود .
تين واحد تينين است كه ياد كرديم و آن كوهى به نجد از آن بنى اسد است . راجز چنين مىسرايد :
و بين خوّين زقاق واسع * زقاق بين التّين و الرّبائع « 3 »
« براق التين » نسبت به اين كوه است . بو محمد خدامى فقعسى اسدى چنين سروده است :
ترعى الى جدّ لها مكين * اكناف خوّ فبراق التّين « 4 »
تيهرت
[ ت ه ] : همان « تاهرت » است كه پيشتر گذشت . [ 912 ]
تيه
( با هاء ملفوظ در پايان ) : نام سرزمينى است كه موسى پسر عمران ( ع ) و قبيلهء همراهش در آنجا گم شدند . و آن زمين ميان « ايله » و مصر و درياى قلزم و كوهستان « سرات » از سرزمين شام باشد . گويند اين زمين چهل فرسنگ در چهل فرسنگ است و برخى آن را دوازده فرسنگ در هشت فرسنگ دانند . متنبّى در اين شعر آن را خواسته كه گويد :
ضربت بها التّيه ضرب القمار * امّا لهذا و امّا لذا « 5 »
بيشتر سرزمين تيه شنزار است و برخى جاهايش سنگ سخت مىباشد . نخلستان و چشمهزار اندكى دارد . يك مرز آن به « جار » مىپيوندد و مرز ديگرش « كوه طور سينا » و مرزى به سرزمين بيت المقدس و فلسطين و مرزى به صحرايى در پشت « ريف » مصر تا مرز قلزم . گويند هنگامى كه بنى اسرائيل به « تيه » درآمدند هيچيك از ايشان بيش از شصت سال و كمتر از بيست سال نداشتند . پس همهء ايشان در مدت چهل سال درگذشتند و كسى از ايشان همراه موسى بن
هامش
( 1 ) . برقى درخشان شبانه « تينان » و « ربايع » را به من بنمود .
( 2 ) . آيا كلهء « تينان » درست اينجا است كه اشك از چشمان من مىبارد ؟
( 3 ) . ميان دو « خو » گذرگاهى گشاده است . همانند گذرگاهى ميان « تين » و « ربايع » است چ ع 2 : 748 : 11 و 2 : 501 : 7 .
( 4 ) . براى چريدن به « جد » پيرامون « خو » و « براق التين » مىرود . چ ع 1 : 536 : 7 .
( 5 ) . دل به صحراى « تيه » زدم خواه به اين سو و خواه به آن سو .