تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
1 - عمر پسر احمد تونى . ابو عبد اللّه محمد پسر اسحاق پسر منده حافظ از وى حديث مىكرد . 2 - سالم پسر عبد اللّه تونى از عبد اللّه پسر لهيعه روايت دارد . ابو سعيد پسر يونس گويد : او مردى نامبردار بود و خاندانى نامور در تنيس داشت .

تو

[ ت و و ] : ديهى از صنعاى يمن در مخلاف « صداء » است .

تويره

[ ت و ر ] ( هم‌وزن كوچك‌نما ) : از دژهاى نجاد در يمن است .

تويك

[ ت و ] : جايگاهى به مرو است . از آنجاست ابو محمد احمد پسر اسحاق سكّرى تويكى . به گفتهء ابو سعد مردى درستكار بوده است .

تويمه

[ ت و م ] ( كوچك‌نماى تومه ) : در لغت مهره‌اى است از نقره مانند لؤلؤ . نام آبى از آبهاى بنى سليم است .

توى

[ ت و ] : نمىدانم ياى پايانين آن چگونه تلفظ شود ؟ بدانجا نسبت دارد ابو عبد اللّه حسين پسر احمد پسر جعفر فقيه توئى همدانى . او از ابو عمر پسر حيّويهء بغدادى روايت داشت . حافظ ابو بكر خطيب نيز از وى روايت دارد .