1 - عمر پسر احمد تونى . ابو عبد اللّه محمد پسر اسحاق پسر منده حافظ از وى حديث مىكرد .
2 - سالم پسر عبد اللّه تونى از عبد اللّه پسر لهيعه روايت دارد . ابو سعيد پسر يونس گويد : او مردى نامبردار بود و خاندانى نامور در تنيس داشت .
تو
[ ت و و ] : ديهى از صنعاى يمن در مخلاف « صداء » است .
تويره
[ ت و ر ] ( هموزن كوچكنما ) : از دژهاى نجاد در يمن است .
تويك
[ ت و ] : جايگاهى به مرو است .
از آنجاست ابو محمد احمد پسر اسحاق سكّرى تويكى . به گفتهء ابو سعد مردى درستكار بوده است .
تويمه
[ ت و م ] ( كوچكنماى تومه ) : در لغت مهرهاى است از نقره مانند لؤلؤ .
نام آبى از آبهاى بنى سليم است .
توى
[ ت و ] : نمىدانم ياى پايانين آن چگونه تلفظ شود ؟
بدانجا نسبت دارد ابو عبد اللّه حسين پسر احمد پسر جعفر فقيه توئى همدانى . او از ابو عمر پسر حيّويهء بغدادى روايت داشت . حافظ ابو بكر خطيب نيز از وى روايت دارد .