يك هزار ذراع است و اكنون مركز شهرهاى افريقا است . از آنجا تا « سفاقس » سه روز راه و از آنجا تا قيروان صد ميل مسافت و همانند آن تا مهديه است . در آنجا آب روان يافت نمىشود و از چاهها و آب انبارها كه آب باران در آن گرد آيد مىآشامند . هر خانه داراى آب انبار است و چاهها در بيرون شهر و پيرامون آن كنده شده است و آبشان شورمزه باشد .
كشتزار بسيار دارد و غلات از آنجا صادر مىشود . از خوش آب و هواترين شهرهاى آفريقا به شمار است .
بكرى گويد : شهر تونس در دامنهء كوهى است به نام « امّ عمر » خندقى استوار گرداگرد شهر را فراگرفته و پنج دروازه دارد . دروازهء جزيره كه سمت قبله است و به « جزيرهء شريك » نسبت دارد و از آنجا به سوى قيروان روند . روبروى آن كوه معروف به كوه توبه واقع شده كه كوهى است بلند و هيچ بر آن نرويد ، و در كلهء آن كوه كاخى مشرف بر دريا ساخته شده است و در خاور اين كاخ غارى با پيچ و خم به نام « معشوق » هست كه نزديك آن چشمهء آبى مىباشد . در باختر آن كوه ، كوه ديگرى معروف به « صياده » است كه روستايى با زيتون بسيار و ميوهها و كشتزار فراوان دارد . در اين كوه هفت آب انبار با گنبدهاى همانند هست و در باختر آن روستايى با كشتزارهاى بسيار به جايگاهى پيوسته است كه « ملعب » نام دارد . كاخ بنى اغلب در آنجا است . همه گونه ميوه در آنجا غرس مىشود و همه گونه گل و گياه دارد .
در خاور شهر تونس بندر و دروازهء قرطاجنه قرار دارد و در درون خندق ، باغستان بسيار و جويهاى فراوان هست كه به « مرج » معروف است و پيوسته به آن كوهى لخت و بىگياه است كه بدان « كوه ابو خفاجه » گويند و در بلندى آن آثار ساختمانهايى هست . در كنار دروازهء باخترى گورستانى است به نام « گورستان يكشنبه بازار » و درون شهر پس از خندق ، گودالى بزرگ معروف به « گودال فحّامين » ( - ذغال فروشان ) است و « ربض المرضى » در بيرون شهر مىباشد . در سمت قبلهء شهر ، نمكزارى بزرگ مىباشد كه نمك شهر و [ 898 ] پيرامون آن را تأمين مىكند .
مسجد جامع تونس ساختمانى بلند مشرف بر دريا دارد . كسى كه در آنجا نشيند همهء همسايگان را مىبيند . راه بالا رفتن به مسجد از سمت خاورى آن است و دوازده پله دارد . بازارهاى بزرگ ، دكانهاى بازرگانى شگفتانگيز ، مهمانخانهها ، گرمابهها و خانههاى شهر ، همگى از سنگ زيبا ساخته شده است . دو لوحه سنگ بزرگ - يكى ايستاده و ديگرى پهن بر زمين - دروازهء آن است . از مثلهاى تونس است كه گويند : « خانههاى تونس درهايش سنگين و درونش ننگين است » .
تونس مركز دانش و فقه است . « 1 » گروهى از مردم اينجا در شمار دادرسان افريقا هستند و با اين همه مردم آنجا به آشوبگرى و قيام بر ضد فرمانروايان و سركشى در برابر واليان معروفند . نزديك بيست قيام مردم آنجا شنيده شده است . به روزگار ابو يزيد خارجى مردم آنجا مزهء كشتار و اسيرى و ربوده شدن دارايى خود را چشيدهاند . صاحب حدثان چنين مىسرايد :
فويل لترشيش و ويل لاهلها * من الحبشىّ الاسود المتغاضب « 2 »
شاعرى ديگر گويد :
لعمرك ما الفيت تونس كاسمها * و لكننّى الفيتها و هى توحش « 3 »
در تونس كوزههايى سفالين براى آب مىسازند كه « ريحيّه » خوانده مىشود كه بسيار سفيد و نازك نزديك به شفافيت
هامش
( 1 ) . به گفتهء سخاوى در الاعلان ، تميمى كتابى مستقل دربارهء فقيهان شهر تونس نگاشت .
( 2 ) . واى به حال ترشيش و مردمش از دست حبشيان خشمگين .
( 3 ) . بجان تو ، من تونس را نه چون نامش ( از ريشهء انس ) بلكه وحشتزا يافتم