توضح
[ ض ] : به گفتهء نصر كثيبى ( تپهاى كوچك و سفيد ) از كثبههاى دهناء نزديك يمامه است . و گويند « توضح » از ديههاى « قرقرا » در يمامه است و آن كشتزارى خالى از نخل است .
سكّرى گويد : پيرمردى جستجوى آبى از آبهاى عرب مىكرد . به او گفته شد : آيا « توضح » را كه امرء القيس در شعر خود آورده مىشناسى ؟ پاسخ داد : آرى ! به خدا سوگند ، شبى تاريك بود كه من آمدم و بر دهانهء آن ايستادم و ليكن تاكنون آن را نديدهام . من [ ياقوت ] گويم : پس اين ديه غير از آن باشد كه گفتيم در يمامه است و مؤيد آن اين باشد كه سكرى در گزارش شعر امرء القيس گويد : « دخول » و « حومل » و « توضح » و « مقرأة » نام جايگاههايى ميان « امّره » و « اسود العين » باشد [ 895 ] . يحيى پسر طالب حنفى در چند مورد از شعر خود دربارهء « توضح » يمامه چنين مىسرايد :
ايا اثلات القاع من بطن توضح * حنينى الى اطلا لكنّ طويل
و يا اثلات القاع قلبى موكّل * بكنّ و جدوى خير كنّ قليل « 1 »
چند بيت زيبا و داستانى شيرين است و من آن را در واژهء « قرقرا » ياد خواهم كرد . « 2 » ( ان شاء اللّه تعالى )
توقات
( با قاف و تاى دونقطه بالا ) : شهرى در سرزمين روم ميان قونيه و سيواس داراى دژى استوار و ساختمانهايى مستحكم است . از آنجا تا سيواس دو روز راه مىباشد .
تولب
[ ت ل ] : به معنى كرهخر كه وزن آن نزد سيبويه « فوعل » است .
نام جايگاهى است كه در شعر زيرين از « راعى » آمده است :
عفت بعدنا اجراع بكر فتولب * فوادى الرّداه بين ملهى فملعب « 3 »
تولع
[ ت ل ] ( با عين بىنقطه ) :
ديهى در شام است كه در شعر عبد اللّه پسر سليم چنين آمده است :
لمن الدّيار بتولع فيبوس « 4 »
توليه
[ ت و ى ] : كندى گويد : در پايان آباديهاى سمت شمال ، درياچهاى بزرگ است كه تا زير قطب شمال كشيده مىشود و در آنجا شهرى است كه پس از آن آبادى وجود ندارد و آن را « توليه » نامند . « 5 »
توماء
[ ت ] ( با الف كشيده . عجمى معرب شده ) :
نام ديهى در غوطهء دمشق است كه « باب توماء » يكى از دروازههاى دمشق به آن نسبت دارد . جرير گويد :
لا ورد للقوم ان لم يعرفوا بردى * اذا تجوّب عن اعناقها السّدف
صبّحن توماء و النّاقوس يقرعه * قسّ النّصارى حراجيجا بنا تجف « 6 »
سكّرى گويد : « توماء » از كارگزارى دمشق است كه برخى آن را « تيماء » نامند . امروز از آن قبيلهء طىّ و مردم خرده مالك بنى بحتر است و در ميان حجاز و شام واقع شده . اين را به خامهء احمد پسر احمد پسر اخى الشافعى ديدم و خود نادرستى
هامش
( 1 ) . اى ويرانههاى ته درهء « توضح » ! نالههاى من از دورى شما است . دل من براى شما پر مىزند . نالهء من براى دور شدن از خيرات شما است .
( 2 ) . رجوع شود به چ ع ج 4 ص 17 س 17 و ج 4 ، ص 64 ، س 9 به بعد .
( 3 ) . پس از ما شنزار نشينان « بكر » و « تولب » و درهء « رداه » در ميان « ملهى » و « ملعب » ويرانه شد .
( 4 ) . اين خانهها در « تولع » و « يبوس » از آن كيست ؟ ن . ك چ ع 4 : 1007 : 19 .
( 5 ) . « بحر توليه » در چ ع ، ج 1 ، ص 500 ديده شود .
( 6 ) . ترجمهء اين شعر در چ ع 1 ص 556 س 21 گذشت .