دارد .
توما
[ ت و ] : به گفتهء نصر جايگاهى در جزيره است .
توماثا
[ ت ] ( با ثاى سهنقطه ) :
ديهى نزديك « برقعيد » در سرزمين موصل است [ 896 ] .
ابو سعد گويد : بدانجا نسبت دارد دوست و رفيق ما ابو العباس خضر پسر ثروان پسر احمد پسر ابو عبد اللّه تغلبى توماثى كه فارقى و جزرى نيز به او گويند زيرا كه در جزيره به دنيا آمده و در ميّافارقين بزرگ شده و ريشه در توماثا دارد . مقرى فاضل اديب بارع خوش بيان پر شعر با محفوظات بسيار ، نحو شناس و نابينا بود . او لغت را نزد جواليقى و نحو را نزد ابو السعادت ابن الشجرى و فقه را نزد ابو الحسن آبنوسى خوانده بود . وى در بغداد در « مسجد معلّق » برابر دروازهء « نوبى » دار الخلافه مىزيست و شعر هذليان و فراموش شدگان و اخبار اصمعى و شعر « روبه » و شعر « ذى الرّمّه » و جز ايشان را بسيار از حفظ داشت . من او را نخست در بغداد ديدم و با يكديگر « غريب الحديث » ابو عبيده را بر منصور جواليقى برخوانديم . سپس او را در نيشابور و مرو و سرخس و جاهاى ديگر چند بار به سال 544 باز ديد كردم و زايجهاش را از وى پرسيدم . در پاسخ گفت به سال 505 در جزيرهء ابن عمر بوده است و اندكى از شعر او و شعر جز او را برنوشتم . وى از شعر خود چنين مىسرود :
و ذى سكر نبّهت للشّرب بعد ما * جرى النّوم فى اعطافه و عظامه
فهبّ و فى اجفانه سنّة الكرى * و قد لبست عيناه نوم مرامه « 1 »
و نيز از شعر او است :
كتبت و قد اودى بمقلتى البكا * و قد ذاب من شوق اليكم سوادها
و ما وردت لى نحوكم من رسالة * و حقّكم الّا و ذاك سوادها « 2 »
توم
[ ت و ] : به گفتهء حفصى جايگاهى در يمامه از « روضه » است .
توم
[ ت ] : ديهى در ميان انطاكيه و مرعش و مصّيصه است و بخش « درب توم » بدانجا نسبت دارد .
تومن
[ ت م ] : ابو سعد گويد : گمان مىكنم ديهى در مصر باشد .
از آنجا است : ابو معاذ تومنى كه پيشواى طايفهء معروف به « تومنيه » بود كه فرقهاى از مرجياناند . « 3 » ايشان گويند ايمان همان است كه آدمى را از كفر دور كند و ايمان اسمى است براى خصلتهايى كه هر كدام را اگر ترك كند كافر به شمار آيد و آن خصلتها كه ترك هر يك از آنها موجب كفر است ايمان ناميده مىشود و به تك تك آن خصلتها ايمان نگويند . هر گناه كبيرهاى [ 897 ] مسلمانان آن را موجب كفر ندانند « فسق » ناميده مىشود و كسى حق ندارد به او « فاسق » گويد .
تونس الغرب
[ ن ] [ ن ] يا [ ن ] : شهرى بزرگ نوبنياد در افريقا در ساحل درياى روم است كه از ساز و برگ بازمانده و شهرى بزرگ به نام « قرطاجنّه » [ ق ج ن ن ] به جاى او ساخته شده است .
نام تونس پيش از آن « ترشيش » [ ت ] بود و آن در دو ميلى قرطاجنّه ساخته شده بود . با روى دورادور اين شهر بيست و
هامش
( 1 ) . مستى را با چشمان خمار كه خواب او را فرا گرفته بود و مژگانش بر هم افتاده . . . از خواب بيدار كردم .
( 2 ) . در حالى مىنويسم كه اشك ، چشمانم را فراگرفته و از دورى شما دل من آب شده است . هيچ نامه از شما ندارم . . .
( 3 ) . براى تاريخچهء مرجيان كه بودند و چه مىگفتند ؟ ن . ك مجله كاوهء مونيخ ش 61 آذر 1354 خ ص 8 - 13 .