تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤

تلعة النعم

[ ت ع ت ن ن ع ] : جايگاهى در باديه است . سعيه پسر عريض يهودى چنين مىسرايد :
يا دار سعدى بمفضى تلعة النّعم * حيّيت ذكرا على الاقواء و القدم
عجنا فما كلّمتنا الدّار اذ سيلت * و ما بها عن جواب خلت من صم « 1 »

تلفياثا

[ ت ف ] : ديهى از غوطهء دمشق است . نامش در حديث ابو العميطر على سفيانى كه در دمشق به روزگار محمد امين خروج كرد آمده است . « 2 »

تلفيتا

[ ت ] ( با تاى دو نقطه پيش از الف ) : ديهى از سنّير در كارگزارى دمشق مىباشد . از آنجاست قسّام حارثى از بنى حارث پسر كعب در يمن كه به روزگار طايع بر دمشق چيره شد . او در جوانى ( براى امرار معاش ) با چارپايان خاك مىبرد سپس به مردى به نام احمد حطار از جوانمردان دمشق هم مسلك گرديد و مدتى بر دمشق چيره شد و فرمانداران ، چاره‌اى براى سركشى او نتوانستند كرد . تا اين كه يلتكين ترك از مصر بيامد و قسام را بشكست و در تاريخ سيزده روز مانده از محرم سال 376 به دمشق درآمد [ 869 ] . قسّام روزى چند پنهان بود سپس بيرون آمده به يلتكين تسليم شد . پس او را زنجير كرده به مصر بردند ، در آنجا بخشيده شد و آزاد گشت . عبد المحسن صورى نيز او را ستوده بود . اين گفتهء حافظ ابو القاسم است .

تل قباسين

[ ت ل ل ق ب با س ] ( با تشديد باى تك نقطه و سين بىنقطه ) : نام ديهى از « عواصم » از كارگزارى حلب است كه نامش در تاريخها آمده است .

تل قراد

[ ت ل ل ق ] : دژى مشهور در ارمنستان در بخشهاى شبختان است .

تلقم

[ ت ق ] : كوهى در يمن است . « ريده » و « بئر معطّله » و « قصر مشيد » در آنجاست . علقمهء ذو جدن چنين سروده است :
و ذا القوّة المشهور من راس تلقم * ازلن و كان اللّيث حامى الحقايق « 3 »

تل كشفهان

[ ت ل ل ك ف ] : ( با شين نقطه‌دار و فاء و هاء و الف و نون ) . جايگاهى است ميان لاذقيه و حلب كه ملك ناصر صلاح الدين يوسف پسر ايوب مدتى در آنجا اردو زد .

تل كيسان

[ ت ل ل ك ] : جايگاهى در « مرج عكّا » در كرانهء شام است .

تل ماسح

[ ت ل ل س ] : ديهى در بخشهاى حلب است . امرء القيس چنين سروده است :
يذكّرها اوطانها تلّ ماسح * منازلها من بربعيص و ميسرا « 4 »
بدانجا نسبت دارد قاسم پسر عبد اللّه مكفوف تلّى . از ثور پسر يزيد روايت دارد .

تل محرى

[ ت ل ل م را ] : ( با حاى بىنقطه و راء و الف كوتاه ) . همان « تل بحرا » با باى تك نقطه و « تل بليخ » است كه ياد شد . شهركى است ميان « دژ مسلمه » پسر عبد الملك و شهر رقّه . در ميان آن دژى هست كه بازارها و دكانهايى دارد .
هامش
( 1 ) . اى خانهء سعدا در دروازهء « تعلة النعم » در برابر فرسودگى و كهنگى پايدار باشى . ولى خانه به پرسش ما پاسخى نگفت ، گويى كر است . ( 2 ) - ابن العميطر چ ع 3 ، ص 255 ، س 2 و ابو العميطر ( سال 105 تا 198 ) سفيانى على بن عبد اللّه بن خالد از باقيماندگان بنى اميه كه در زمان حكومت امين عباسى به شورش برخاست و به سال 198 درگذشت ( زركلى ، قاموس الاعلام ) . همان اندازه كه ايرانى تباران خاور دجله عباسيان را بر امويان برتر مىداشتند ، آرامى تباران باختر فرات امويان را برتر مىداشتند . ( 3 ) . آن نيرومند مشهور از « تلقم » . . . ( 4 ) - « تل ماسح » خانه‌هايش را در « بربعيص » و « مسير » به خاطر او مىآورد . چ ع 1 : 545 : 12 .