باب تا و لام و آنچه پس از آنهاست
تل اسقف
[ ت ل ل ا ق ] : ( بر وزن مفرد اساقف ) . نام ديهى بزرگ از كارگزارى موصل در كرانهء خاورى دجله است .
تل اعرن
[ ت ل ل ا ر ] : ( با عين بىنقطه و راء ) . نام ديهى بزرگ و پرجمعيت از بخشهاى حلب است . گونهاى انگور سرخ گرد بدانجا نسبت دارد . تاكستان و باغها و كشتزارها دارد .
تل اعفر
[ ت ل ل ا ف ] : با فاى يك نقطه ، مردمش چنين خوانند ولى خواص آن را « تل يعفر » گويند . و گفته شده است كه اصل آن « التّلّ الاعفر » به سبب رنگ خاك آن بوده است . پس در پى كثرت استعمال ، تخفيف داده شده .
نام دژ و شهر بيرونى آن ميان سنجار و موصل در ميان يك دره است كه رودى در ته آن روان مىباشد . اين دژ بر سر تك كوهى [ 864 ] است با باروئى استوار . آب رودخانهء آن بسيار گوارا است ولى خود آنجا و با خيز مىباشد . نخل بسيار دارد كه خرمان آن را به موصل برند .
بدانجا نسبت دارد شاعر شيرين سخن معاصر كه ملك اشرف موسى پسر ابو بكر را ستايش كرده است .
تل اعفر
[ ت ل ل ا ف ] : نيز شهركى است نزديك دژ مسلمه پسر عبد الملك كه ميان دژ مسلمه و شهر رقّه در بخشهاى جزيره واقع شده است . باغها و تاكستان داشت . من اين را در « رسالهء سرخسى » ديدهام .
تلاعه
[ ت ع ] ( با تخفيف ) :
نام آبى از آن بنى كنانه در حجاز است كه در كتاب هذيل ياد شده است . بديل پسر عبد منات خزاعى چنين مىسرايد :
و نحن صبحنا بالتّلاعة داركم * باسيافنا يسبقن لوم العواذل « 1 »
تابّط شرّا نيز چنين سروده است :
انهنه رحلى عنهم و اخالهم * من الذلّ بعرا بالتّلاعة اغفرا « 2 »
تل باشر
[ ت ل ل ش ] : ( با شين نقطهدار ) .
دژى استوار و خورهاى گسترده در شمال حلب است كه با حلب دو روز فاصله دارد . مردمانش مسيحى ارمنىاند .
بيرونى بزرگ داراى بازارهاى آباد و پرجمعيت دارد .
هامش
( 1 ) . ما بر خانهء شما در « تلاعه » با شمشير فرود آمديم . . . اين شعر در ج 1 ، ص 795 ، س 8 نيز تكرار شده است .
( 2 ) . كجاوهء خود را به حركت مىآورم و آنان را پست مىانگارم همچنان كه پشكلى در « تلاعه » .