تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
و نحن اخذنا الحصن و الحصن شامخ * و ليس لنا فيما هتكنا مشايع « 1 »
بلاذرى گويد : عتبه پسر فرقد پس از آن كه موصل را به سال 20 بگشود مسعود پسر حريث پسر ابجر ( آبگار ) از بنى تيم پسر شيبان را به تكريت فرستاد و دژ آن را با آشتى بگشود كه از آن زنى ايرانى از اشراف بود و « دارى » نام داشت . پس مسعود به دژ رفت و فرزندانش در آنجا هستند . او در تكريت مسجد آدينه‌اى در بلندى بساخت زيرا كه به خوكهاى ايشان امان داده بود و مىترسيد به درون مسجد آيند . گروهى از دانشمندان و راويان بدانجا نسبت دارند . از ايشان است : ابو تمام كامل پسر سالم پسر حسين پسر محمد تكريتى صوفى ، پير خانقاه زوزنى به بغداد بود . او از ابو القاسم حسين حديث شنيد و در شوال 548 درگذشت . بجز او نيز كسانى به آنجا نسبت دارند .
هامش
( 1 ) . مادر جنگ « تكريت » مردمش را كشتيم هر چند پشت يكديگر را داشتند ، در برابر ما ايستادن نتوانستند ما دژ را با همهء بلنديش بازگشوديم و هيچ چيز جلوى ما را نگرفت .