تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧

باب تا و كاف و آنچه پس از آن‌هاست

تكاف

[ ت ] : ديهى از نيشابور است . ابو الحسن بيهقى آن را « تكاب » با باء آورده و ريشهء آن [ 861 ] « تك آب » به معنى ريزشگاه آب است . خوره‌اى در نيشابور است كه قصبهء آن « نوزآباد » است . هشتاد و دو ديه دارد .

تكاب

[ ت ] : نيز ديهى به جوزجان است .

تكت

[ ت ك ك ] : ( با تاى دو نقطه در پايان ) . به گفتهء عمرانى ديهى از « ايلاق » است و آن را « نكّت » با نون نيز گفته‌اند .

تكتم

[ ت ت ] : از نامهاى چاه زمزم است زيرا كه از روزگار گذشته « جرهم » در زيرزمين پنهان بوده است و عبد المطلب آن را از زير خاك بيرون آورده .

تكرور

[ ت ] : ( با دو راى بىنقطه ) . سرزمينى است كه به قبيله‌اى از سياهان در منتهاى جنوب باخترى نسبت دارد و مردمش همانند زنگيان‌اند .

تكريت

[ ت ] : ( و تودهء مردم آن را به كسر تاء اول خوانند ) . شهرى نامبردار ميان بغداد و موصل است كه به بغداد نزديكتر و در سى فرسنگى بغداد است . « 1 » دژى استوار در سمت بالاى آن در باختر دجله است . در كتاب « ملحمه » منسوب به بطلميوس آمده است : شهر تكريت در درازاى جغرافيايى 98 درجه و 40 دقيقه و در پهناى جغرافيايى 37 درجه و سه دقيقه جا دارد . ديگرى گفته است : در درازاى 69 درجه و 3 / 1 درجه و در پهناى 35 درجه و نيم جا دارد . معدل النهار آن 18 درجه است . درازترين روزهاى سال در آنجا 14 ساعت و 3 / 1 ساعت است . نخستين بنيانگزار اين قلعه شاپور پسر اردشير بابك است به هنگامى كه در شهر « هد » فرود آمده بود . « هد » شهرى كهن در برابر تكريت در بيابان بود كه به جاى خود به هنگامى كه به آن برسيم ياد خواهد شد . ( ان شاء اللّه تعالى ) گويند آنجا را به نام تكريت دختر وايل ناميده‌اند . عباس پسر يحيى تكريتى كه در موصل معروف به دانش و فضل بود برايم گفت : نزد دانشمندان تكريت چنان شايع است كه برخى از پادشاهان ايران نخستين بار دژ تكريت را بر سنگى بزرگ با گچ و سنگ چنان بساخت كه ميان دجله ديده مىشد و در پيرامون آن ساختمانى ديگر نبود . پس پيرامن آن انبار اسلحه و ديده بانيها و سنگرها بساخت تا جلوى روميان
هامش
( 1 ) . بو محمد عبد اللّه بن على بن سويد تكريتى م 584 كتابى دربارهء شيوخ و تاريخ شهر « تكريت » نگاشت . ابن نجّار از او ياد مىكند . ( كشف الظنون ج 1 ، ص 289 ) . سخاوى نيز در الاعلان از كتاب وى در باب اين شهر ياد كرده است .