« زويله » در باختر و « ودّان » در خاور آن مىباشد . ميان تاجّرفت و فسطاط [ 810 ] مصر نزديك يك ماه راه است .
تاجره
[ ج ر ] : شهركى در مغرب در بخش « هنين » در كرانهء تلمسان است كه زادگاه عبد المؤمن پسر على فرمانرواى مغرب در آنجا بود .
تاجنّه
[ ج ن ن ] : شهركى در افريقا است كه ميان آن و « تنّس » يك مرحله راه و تا « سوق ابراهيم » نيز يك مرحله مىباشد .
تاجونس
[ ن ] : نام كاخى در كرانهء دريا ميان « برقه » و « طرابلس » است .
بدان نسبت دارد : ابو محمد عبد المعطى مسافر پسر يونس تاجونسى خناعى سپس قودى . « سلفى » از او روايت دارد و گويد از نيكان بود . او در مصر « موطأ » را به روايت « قعنبى » از ابو اسحاق برشنود . او از ياران فقيه ابو بكر حنفى بود . مىگويد :
ريشه وى از مرز « رشيد » مىبود و مذهب حنفى داشت . چون از زايجهاش پرسيدم گفت : تخمينا به سال 460 بوده است .
تاجيّه
[ ج ى ى ] : نام مدرسهاى به بغداد ، پهلوى گور شيخ ابو اسحاق فيروزآبادى است كه آن بخش شهر و گورستان و مدرسهء آن به تاج الملك ابو الغنائم مرزبان پسر خسرو فيروز - همه كارهء دولت ملكشاه پس از وزير نظام الملك - نسبت داشت .
تاجيه
[ ج ى ى ] : رودخانهاى است كه خورهاى در كرانهء آن از بخشهاى كوفه است .
تادله
[ د ل ] : از كوهستان بربر در مغرب ، نزديك تلمسان و فاس است .
از آنجا است : ابو عبد اللّه محمد پسر محمد پسر احمد انصارى قرطبى تادلى كه مردى اديب و شاعر بود و ستايش نامهاى دربارهء ابو القاسم زمخشرى دارد .
تادن
[ د ] [ ذ ] : ديهى از بخارا است .
از آنجاست : ابو محمد حسن پسر جعفر پسر غزوان سلمى تادنى . او از مالك بن انس و گروهى جزوى روايت دارد .
ابو بكر محمد پسر عبد اللّه پسر ابراهيم بنجيكتى و نيز حاشد پسر مالك بخارى و جز ايشان از وى روايت دارند .
تاديزه
[ ز ] : ديهى از بخاراست .
از آنجاست : ابو على حسن [ 811 ] پسر ضحاك پسر مطر پسر هنّاد تاديزى بخارى . او از اسباط پسر يسع روايت دارد .
ابو بكر محمد پسر حسن مقرى از وى روايت مىكند . او در شعبان سال 326 درگذشت .
تاذف
[ ذ ] : ديهى در چهار فرسنگى حلب در درهء « بطنان » از بخشهاى « بزاعه » است كه امرؤ القيس آن را در شعر خود چنين ياد مىكند :
و يا ربّ يوم صالح قد شهدته * بتاذف ذات التلّ من فوق طرطرا « 1 »
بدانجا نسبت دارد ابو ماضى خليفه پسر مدرك پسر خليفهء تميمى تاذفى . سلفى در « رحبه » شعرى از او برنوشت كه او اهل ادب بود .
تاراء :
ابن اسحاق به هنگام ياد كردن مسجدهاى پيامبر ( ص ) ميان دو شهر مدينه و تبوك از آن ياد كرده گويد : و « مسجد شقّ » در بخش « تاراء » است . نصر گويد « تاراء » جايگاهى به شام است .
تاران :
جزيرهاى در درياى قلزم ميان « بندر قلزم » و « ايله » است . گروهى از اشقيا كه نام « بنوجدّان » به خود دارند در آن
هامش
( 1 ) . چه روزهاى خوبى كه در « تاذف » و تپههاى بالاى « طرطر » بر من گذشت . اين شعر در ج 1 ، ص 664 س 14 و ج 3 ، ص 529 س 4 نيز ديده مىشود .