تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
احمد پسر متوكّل خليفه در همين كاخ حسنى به سال 279 درگذشت . او بيست و سه سال و سه روز خليفه بود . لاشه‌اش را از آنجا به سامراء برده به خاك سپردند . پس از او « معتضد بالله » « 1 » ابو العباس احمد پسر موفّق ، ناصر الدين اللّه ، ابو احمد پسر متوكّل مالك آن كاخ شد و چيزهايى از پيرامون آن بر كاخ حسنى بيفزود و آن را گسترش داد و بزرگ كرد و با رويى گرداگرد آن كشيد و خانه‌هاى بسيار در آن بساخت و زمينى از بيابان آنجا را گرفته ميدانى به جاى ميدان پيشين كه در آنگاه به درون ساختمانها افتاده بود بساخت . پس به ساختمان « تاج » پرداخت و مهندسان براى پى كنى بياورد و اين كار با رفتن او به « آمد » برخورد كرد . چون بازگشت دريافت كه دود شهر به طرف كاخ مىآيد . از آن دلگير شده كاخى در دو ميلى آنجا بساخت كه به « ثريّا » نامبردار شد . پس « ثريا » را به كاخ حسنى پيوند داد و راهى سرپوشيده ميان آن دو كاخ بساخت كه كنيزكان و حرم او از آنجا مىگذشتند و اين تا روزگار نخستين سيل كه بغداد را با خود برد بر جا بود و آنگاه نابود شد . معتمد به سال 289 درگذشت و پسرش « مكتفى » « 2 » بر جاى وى بنشست و ساختمان تاج را كه معتضد آغاز كرده بود به پايان رسانيد [ 809 ] و براى مصالح آن از پاره‌سنگهاى كاخ معروف به « كامل » و كاخ سفيد « كسرى » كه به روزگار ما جز يك ايوان باقى نمانده است به كار برد . كار ساختمان را به ابو عبد اللّه نقرى واگذار كرد و به او دستور داد كاخ كسرى را ويران كند . از آن به بعد آجرها از كنگره و ديوارهاى كاخ كسرى كنده مىشد و پايه‌هاى « تاج » را از آن مىساختند و آن را تا لب دجله رسانيدند و پايه‌هاى آن را در دجله نهادند . پس آجرهاى زيرين طاق كسرى در روبنا و كنگره‌هاى كاخ تاج به كار رفت ، ابو عبد اللّه نقرى بگريست و گفت : « عبرتگاهى است كه مىبينم ! كنگره‌هاى كاخ سفيد را ويران كرديم و آن را زير بناى كاخ تاج ساختيم و زير بناى آن را كنگره‌هاى قصر خود ساختيم . بزرگ باد كسى كه همه چيز به دست اوست حتى آجر به ! » و راهرويى ساخت كه ساختمانها به دور آن بود . يكى از آن ساختمانها « قبة الحمار » نام گرفت زيرا كه خليفه سوار خرى زيبا از پله‌هاى آن بالا مىرفت و اين پله‌هاى بلند به صورت نيم دايره دور ساختمان ساخته شده بود . ساختمان « تاج » پنج پهلو و هر پهلوى آن برده ستون پنج ذراعى استوار گشته بود . به روزگار « مقتفى » « 3 » در سال 549 آذرخشى از آسمان فرود آمده و آتش در آن خانه و گنبدى كه در آنجا ساخته شده بود و خانه‌اى كه آن گنبد يكى از اجزاى آن بود افتاد و اين آتش‌سوزى نه روز ادامه يافت تا پس از آن كه همهء آن يكپارچه ذغال شده بود خاموش شد . اين ساختمان نمونه‌اى بزرگ در زيبايى بود . « مقتفى » به نوسازى و بازگرداندن آن به صورت نخستين پرداخت ولى اين بار با گچ و آجر - نه ستونهاى سنگى - آن را بنا نهاد و پيش از پايان يافتن آن درگذشت و همچنان نيمه‌كاره بماند تا در سال 574 كه به دستور امير المؤمنين مستضىء « 4 » آن را ويران كرده ابزار آن را براى ساختمان پايه‌هاى تاج نوين به كار برد و آن را در خط مستقيم موازى تاج كهن نهاد و اين تاج را با ويرانه‌هاى تاج قديم و نيز مصالحى كه از نو خريدارى شده بود برپا ساخت و صحنى را كه امروز خليفگان براى بيعت در آن مىنشينند و امروزه تاج ناميده مىشود بنيان نهاد .

تاجّرفت

[ ج ج ر ] : نام شهرى پر مردم در افريقا ميان « ودّان » و « زويله » كه ميان هر يك از آنها بيست و يك روز راه است .
هامش
( 1 ) . خليفه 279 - 289 . ( 2 ) . خليفه 289 - 295 . ( 3 ) . خليفه 530 - 555 . ( 4 ) . خليفه 566 - 575 .