تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
ذراع امان بود و « ذراع امان » يك ذراع و يك وجب و يك قبضه مىبود . بالاى صخره گنبدى از بلنجوج بود كه چوب مندلى باشد . بلنداى گنبد هيجده ميل و در بالاى گنبد آهويى زرين بود كه در ميان دو چشم خود درّى سرخ فام داشت كه زنان « بلقاء » كه سه روز راه تا آنجا فاصله دارد شبها در روشنايى آن نشسته دوك ريسى مىكردند . مردم « عمواس » از اين گنبد در تابش آفتاب چاشتگاه و مردم « بيت رامه » و جز آن در درهء اردن ، در آفتاب مغرب سايه مىگرفتند . من [ ياقوت ] اين داستان را همين گونه كه مىبينى با زنجيرهء سند نقل كردم ، ليكن از زمين تا آسمان از درستى بدور است پناه بر خدا !

بيت ردم

[ ب ت ر ] دژى است در صنعاى يمن .

بيت ريب

[ ب ت ر ] نيز دژى در كوه « مسور » يمن است . ابن افنونه ابو بكر محمد پسر احمد پسر يوسف ابن افنونه از مردم يمن به هنگامى كه به دادرسى « بيت ريب » گمارده شد چنين سرود :
يا ليت شعرى و الايّام محدثه * من طول غربتنا يوما لنا فرجا
ام هل ترى الشّمل يضحى و هو ملتئم * و ينتهج اللّه صبّا طالما حرجا
لا حبّذا بيت ريب لا و لا نعمت * عينا غريب يرى يوما بهابهجا
و حبّذا انت يا صنعاء من بلد * و حبّذا عيشك الغضّ الّذى درجا
[ 778 ]
لو لا النّوائب و المقدور لم ترنى * عنها و عيشك طول الدّهر منزعجا « 1 »

بيت سابا

« 2 » [ ب ت س ] با دو باى تك نقطه . از بخشهاى يمن است . حافظ ابو القاسم در كتاب « دمشق » گويد : هشام پسر يزيد پسر محمد پسر عبد اللّه پسر يزيد پسر معاويه پسر ابو سفيان اموى در « بيت سابا » مىزيست كه از اقليم « بيت الأبار » نزديك به « جرمانس » است و چنان كه ابن ابى العجائز « 3 » گفته است ، ملك نياى او يزيد بن معاويه بود .

بيت سبطا

[ ب ت س ب ] هر دو با يك نقطه . از بخشهاى يمن از حارّه بنى شهاب است .

بيت سوا

[ ب ت س ] ( با الف كوتاه پايانين ) : حافظ گويد : 1 - يحيا پسر محمد پسر زياد ، ابو صالح كلبى بغدادى در آنجا مىزيست . او از عمر پسر على فلّاس و محمد پسر مثنّى و حسن پسر عرفه حديث مىآورد . ابو بكر محمد پسر سليمان پسر سفيان پسر يوسف ربعى ، و ابو سليمان پسر زبير و ابو محرز عبد الواحد پسر ابراهيم عبسى از وى روايت داشتند . ابو سليمان ربعى گويد : ابو صالح يحيا كلبى پسر محمد بيت سوانى در رجب 313 درگذشت . 2 - محمد پسر حميد پسر معيوف پسر بكر پسر احمد پسر معيوف پسر يحيى پسر معيوف ابو بكر همدانى است . او از
هامش
( 1 ) . اى كاش مىدانستم در اين روزها كه پياپى مىگذرد پايانى براى دورى ما خواهد بود ؟ آيا در جايى فراهم خواهيم آمد ؟ خداوند شادى را پس از سختيها به ما بازخواهد داد ؟ ناخوش باد « بيت ريب » كه هيچگاه چشم يك بيگانه در آن شادان نيست . خوش باش تو اى شهر صنعا و خوشا زندگى كه در تو گذشت . اگر دشواريها در زندگى نبود هيچگاه مرا در اينجا خسته نمىديدى . ( 2 ) . كفر سابا ، چ ع : 4 : 288 و احسن التقاسيم ترجمه صفحات : 218 ، 248 ، 272 . ( 3 ) . ابن ابى العجائز يكى از مصادر كار ياقوت دربارهء بنى اميه و شام و غوطه است كه گاه از خود او و گاه از كتاب او « تسمية من كان بالغوطة » ( چ ع 2 : 690 : 2 ) و يا « من كان من بنى اميه بدمشق » ( چ ع 2 : 710 : 1 ) يا « تاريخ دمشق » ( چ ع : 3 : 438 : 2 ) نقل مىكند . و در چ ع 2 : 65 : 5 او را احمد بن حبيب بين ابى العجائز ازدى ولاء ناميده است . ياقوت در 13 جاى ديگر نيز كه بيشتر يا همهء آنها بوسيلهء ابن عساكر است از او نقل مىكند . شايد نزديك به عميطرى ( 105 - 198 ه ) باشد . كه قيام او به طرفدارى از امويان در چ ع : 3 : 859 ياد شده است . ن . ك : چ ع 2 : 238 : 9 .