تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
قاسم پسر محمد پسر قاسم ، و همچنين عبد الوارث پسر سليمان پسر حبرون از وى روايت كرده‌اند . عمرى دراز يافت ، زنجيرهء روايت پسينيان را به پيشينيان مىرسانيد . زاد روزش به سال 247 بود و در 340 درگذشت .

بياو

[ ب و ] حسن پسر يحياى فقيه صاحب « تاريخ صقليه » گويد : يكى از سه پهلوى سيسيل كه از باختر به خاور در كرانهء دريا مىآيد اندكى به سوى قبله مىگرايد ، در اين سرزمين كه به سوى آفريقا مىنگرد شهر مشهور « بياو » جا دارد كه دنبالهء جزيره و كم بهره است و زندان در آنجا بود .

بيبرز

[ ب ى ر ] نام بخشى در بغداد است كه اكنون [ سدهء هفتم ] گورستان در ميان ساختمانها در سمت بخشهاى « ظفريه » و « مقتدريه » است و برخى آن را « باب ابرز » خوانند . گور گروهى از پيشوايان در آنجا است . مانند ابو اسحاق ابراهيم پسر على فيروزآبادى كه فقيه و پيشوا بود . [ 775 ]

بيت الابآر

[ ب ت ل ا آ ] جمع بئر . نام ديهى است كه خوره‌اى در غوطهء دمشق بدان شناخته مىشود . چند ديه دارد و گروهى از دانشمندان از آن برخاسته‌اند .

بيت الاحزان

[ ب ت ل ا ] جمع حزن به معنى اندوه . شهرى در ميان دمشق و كرانهء دريا است . از آنش بدين نام خوانند كه گويند : آنجا خانهء يعقوب به روزگار گم‌گشتگى يوسف ( ع ) بوده است . فرنگان در آنجا دژى استوار ساختند . نشو پسر نقاده چنين مىسرايد :
هلاك الفرنج اتى عاجلا * و قد آن تكسير صلبانها
و لو لم يكن قد اتى حينها * لمّا عمّرت بيت احزانها « 1 »
ملك ناصر يوسف پسر ايوب به سال 575 آنجا را گرفته ويران كرد . پس ابو الحسن على پسر محمد ساعاتى دمشقى چنين سرود :
ايسكن اوطان النّبيّين عصبة * تمين لدى ايمانها حين تحلف
نصحتكم و النّصح فى الدّين واجب * ذروا بيت يعقوب فقد جاء يوسف « 2 »

بيت ارانس

[ ب ت ا ن ] ( با سين بىنقطه ) دهى از غوطه است . گور ابو مرثد دثار پسر حصين از ياران پيامبر ( ص ) نزديك آنجا است . ابو القاسم در كتاب « دمشق » گويد : محمد پسر معمر پسر عثمان ابو بكر طايى از ساكنان بيت ارانس از ديه‌هاى غوطه است . او از محمد پسر جعفر راموزى و از محمد پسر اسحاق پسر يزيد صينى و از عاصم پسر بشر پسر عاصم حديث نقل مىكرد . ابو الحسين رازى و عبد الوهاب پسر حسن كلابى و ابو الحسن محمد پسر زهير پسر محمد كلابى نيز از وى حديث نقل مىنمودند . او در 321 درگذشت . نيز همو گويد : محمد پسر محمد پسر طوق عسعس پسر جريش پسر وزير يعمرى مكنى به ابو عمر از مردم ديهى از دمشق است كه بدان « بيت ارانس » گويند . ابو الحسين رازى از وى حديث آرد .

بيت انعم

[ ب ى ا ع ] دژى نزديك صنعاء در يمن است . سواران قليب اتابك ملك مسعود پسر ملك كامل پسر ملك عادل پسر ايّوب مدّتى دراز با آن جنگيد تا توانست آن را بگيرد .
هامش
( 1 ) . روزگار مرگ فرنگان و شكستن صليبها فرا رسيده است . اگر نرسيده بود « بيت الاحزان » را آباد نمىكردند . ( 2 ) . چگونه مىشود ملتى كه با سوگند دروغ مىگويد در خانهء پيامبران بزيد چون در آئين ما اندرز گفتن با يا است من به شما مىگويم : از خانهء يعقوب دور شويد كه يوسف آمده است .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 667 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى