تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
تغييرى در آن ندادند . گويند گور داود و سليمان ( ع ) نيز در آنجا است .

بيت لهيا

[ ب ت ل ] : ( با الف كوتاه ) . چنينش به زبان آرند ، ليكن « بيت الالهة » درست باشد . ديهى معروف در غوطهء دمشق است . گويند آزر پدر ابراهيم خليل ( ع ) در آن مىزيست ، بت مىتراشيد و براى فروش به ابراهيم مىسپرد . ابراهيم آنها را بر سنگى كه در آنجا بود مىكوبيد و مىشكست . اين سنگ هنوز در كوچه‌اى در دمشق برجا است و آنجا را « درب الحجر » نامند . من [ ياقوت ] گويم : درست آن است كه خليل ( ع ) در بابل زاده شد و آزر در آنجا بت مىتراشيد . در تورات گويد : آزر به « حرّان » درگذشت . او به هنگامى كه از عراق رفت در حران زيست تا درگذشت ، گزارشى درست از رفتن وى به شام نداريم . شاعران دربارهء بيت لهيا بسيار سروده‌اند يكى از ايشان احمد پسر منير اطرابلسى چنين مىسرايد :
سقاها و روّى من النّيّرين * الى الغيضتين و حمّوريه
الى بيت لهيا الى برزة * دلاحّ مكفكفة الأوعية « 1 »
نسبت بدين شهر را تازيان « بتهلى » « 2 » ساخته‌اند . گروهى بسيار از راويان بدانجا نسبت دارند مانند : 1 - يحيا پسر محمد پسر عبد الحميد سكسكى بتهلى است او از ابو حسّان حسن پسر عثمان زيادى بصره‌اى و از يحيا بن اكثم حديث آورد . پسر او ابو الفضل محمد پسر يحيا از وى روايت داشت . 2 - عمر پسر مسلمه پسر غمر ابو بكر سكسكى بتهلى است . او از نوح پسر عمر پسر حوىّ سكسكى روايت مىنمود عبد الوهاب كلابى و حسين رازى و گروهى بسيار از وى روايت مىكردند . اين آخرين مىگفت كه او در سال 325 درگذشت . 3 - اسماعيل پسر ابان پسر محمد پسر حوىّ سكسكى بتهلى است . او از ابو مسهر و از احمد حنبل و از ابو مصعب زهرى و از خطّاب پسر عثمان و از نوح پسر عمر بن حوى و جز ايشان روايت مىنمود . احمد پسر معلّى و محمد پسر جعفر پسر ملّاس و ابو الحسن پسر جوصا و ابو الجهم پسر طلّاب و عباس پسر وليد پسر مزيد كه از همپايگان او بود ، از وى روايت مىداشتند . او در « بيت لهيا » سيزدهم ذى قعده 263 درگذشت . [ 781 ]

بيت ماما

[ ب ت ] : ديهى از نابلس در فلسطين است . صاحب « فتوح » گويد : مردم آنجا سامرىاند و گزيت سرانه ايشان هر مرد ده دينار بود . « 3 » پس به متوكل شكايت بردند و به دستور او گزيت به سه دينار پايين آمد .

بيت مامين

[ ب ت ] ديهى در « رمله » است . ابو عمير عيسا پسر محمد پسر اسحاق ( و گويند محمد پسر عيسا ) رمله‌اى معروف به ابن نحّاس ، در اين شهر درگذشته است . ابو زرعه رازى و ابو حاتم رازى و هم طبقگان ايشان از وى روايت مىكنند ، يحيا پسر معين نيز از وى روايت مىداشت ، ليكن يحيا 23 سال زودتر از وى درگذشت و چون احوال او را از يحيا پرسيدند ، او را قابل اطمينان شمرد كه از نيكان بود . بخارايى از وى روايت مىنمود . ابن زيد گويد : او به سال 256 در بيت مامين درگذشت پس او را به « رمله » برده در هشتم محرّم به خاك سپردند .

بيت محرز

[ ب ت م ر ] ( پايانش زا است ) . نام دژى در كوه « وضره » از كوهستان يمن است .
هامش
( 1 ) . اين دو بيت در چ ع ، ج 1 ، ص 564 ، س 12 براى « برزه » و در چ ع ، ج 2 ، ص 340 ، س 13 براى « حموريّه » به گواه آمده است سيراب باد از « نيرين » تا « غيضتين » و « حموريه » و « بيت لهيا » تا « برزه » به گونه‌اى كه ظرفها پر آب شود . ( 2 ) . ولى بنا بر دستور زبان فارسى آن را « بيت لهيايى » گوييم . ( 3 ) . در فتوح البلدان بلاذرى . ترجمهء توكل ص 230 آمده است كه اين خراج از پنج دينار به سه دينار گردانيده شد .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 671 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى