تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥

باب باء و ياء و آنچه پس از آن‌هاست

بيار

[ ب ] شهرى خوش از كارگزارى قومس ميان بسطام و بيهق . دو روز راه از بسطام بدور است . دكانهايشان خانهء ايشان است و فروشندگان زنانشان هستند . « 1 » گروهى از دانشمندان سرشناس از آنجا برخاسته‌اند . از متأخران : 1 - ابو الفتح ادريس پسر على پسر ادريس اديب حنفى به يارى از مردم نيشابور ، اديبى شاعر آموزگار مدرسهء سلطان در نيشابور بود . او از ابو صالح يحيا پسر عبد اللّه پسر حسين ناصحى و از ابو الحسن على پسر احمد مؤذّن و از ابو الموفّق على پسر حسين دهّان برشنود . ابو سعد او را در « تحبير » ياد كرده گويد در ذى حجهء 540 درگذشت . 2 - ابو الفضل جعفر پسر حسن پسر منصور پسر حسن پسر منصور به يارى كثيرى خوابگزار بود و شعر بديهه مىسرود . او از اسعد بارع زوزنى و از عبد الواحد پسر عبد الكريم قشيرى برشنود . ابو سعد او را در « تحبير » ياد كرد . زادروز او در رجب 471 در « بيار » بود و به بخارا در 553 درگذشت . ابو سعد گويد : ابو الفضل به يارى در بخارا از گفتهء خود برايم چنين سرود :
محن الزّمان لها عواقب تنقضى * لابدّ فاصبر لانقضاء اوانها
انّ المحالة فى ازالة شرّها * قبل الاوان يكون من اعوانها « 2 »

بيار

[ ب ] نيز ديهى از نسا است .

بياس

[ ب ى يا ] ( با سين بىنقطه ) . شهرى در خاور انطاكيه [ 773 ] و باختر مصّيصه در ميان آن دو ، نزديك دريا ، در دو فرسنگى اسكندرونه ، « 3 » نزديك كوه « لكّام » است . از آنجاست : ابو عبد اللّه احمد پسر محمد پسر دينار شيرازى سپس بيّاسى . او از حسن پسر ابو الحسن اصفهانى روايت دارد . محمد پسر احمد پسر جميع از او روايت دارد . بحترى دربارهء « بيّاس » گويد :
و لقد ركبت البحر فى امواجه * و ركبت هول اللّيل فى بيّاس
هامش
( 1 ) . احسن التقاسيم . ترجمه ص 522 - 523 كه نگارندهء آن مقدسى ريشهء خود را از بيار مىشمرد و امروزش بيارجمند خوانند ( لسترنج : ص 391 ) . و شايد لقب بشارى براى مؤلف مقدسى آن تصحيف به يارى باشد . ( 2 ) . دشواريهاى روزگار دوره‌اى دارد . بايد شكيبا بود تا بگذرد . پيچيدگيهاى آن پيش از هنگامش گشودنى نيست . ( 3 ) . متن : اسكندريه . تصحيح از چ ع ، ج 1 ، ص 254 ، س 6 .