تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
و دجلة و الفرات جارية * و النّهروانات لسن فى اللّعب
و المشرف العالى المحيط على * بهندف ذى الثّمار و الحطب
و قصر شيرين حين ينظره * بين عيون المياه و العشب « 1 »
بدينجا نسبت دارد احمد پسر محمد پسر ابراهيم بهندفى او از على پسر عثمان حرّانى روايت دارد . ابو حفص عمر پسر احمد پسر شاهين واعظ از وى روايت كند .

بهنسا

[ ب ن ] ( با سين بىنقطه و الف كوتاه ) . شهرى به مصر در صعيد پايين در باختر نيل است و خوره‌اى بزرگ بدان نسبت دارد . با اينكه در كرانهء نيل نيست بزرگ و پر درآمد است . بيرون شهر زيارتگاهى هست كه پندارند مسيح و مادرش هفت سال در آنجا زيسته‌اند . در آنجا چند « بربا » ى « 2 » شگفت‌انگيز است . گروهى از دانشمندان بدانجا نسبت دارند ، مانند : 1 - ابو الحسن احمد پسر عبد اللّه پسر حسن پسر محمد عطار بهنسايى . او از يحيا پسر نصر خولانى حديث مىآورد و در ربيع يكم سال 314 درگذشت . 2 - ابو الحسن على پسر قاسم پسر محمد پسر عبد اللّه بهنسايى . او از بكر پسر سهل دمياطى و جز وى روايت دارد . ابو مطر على پسر عبد اللّه معافرى نيز از وى روايت دارد . [ 772 ]

بهونه

[ ب و ن ] نام يكى از پنج ديه است . بدان نسبت دارد : ابو نصر احمد پسر عبد اللّه پسر عبد الرحمن پسر عبد اللّه پسر شمر بهونى پيشوايى دانشمند ، اديب و شاعر بود ، فقه را بر اسعد ميهنى و بر ابو بكر سمعانى و بر ابو حامد غزالى « 3 » خواند و از ابو القاسم هبة اللّه پسر عبد الوارث شيرازى و از ابو نصر احمد پسر محمد پسر حسن بشّارى سرخسى و از ابو سعيد محمد پسر على پسر ابو صالح برشنود . او كه به سال 466 زاده بود در پايان زندگى مختل شده در 544 درگذشت .

به

[ ب ] ( با هاى ملفوظ ) . از شهرهاى مكران ، در مرز سرزمين سند است .
هامش
( 1 ) . دجله و فرات و نهروان نه به بازى روانند . هواى محيط بر « بهندف » ميوه و چوب مىسازد . « قصر شيرين » در ميان چشمه‌ساران و چمن است . ( 2 ) . متن : « و بها برابى . . » جمع بربا ، از ريشهء قبطى - ساختمان هيكل پرستشگاه است . ( چ ع : 1 : 531 : 12 ) . ( 3 ) . براى شناخت غزالى ده‌ها كتاب مستقل نگاشته شده است . ن . ك منزوى « غزالى بزرگ » نشريه خورشيد سواران يونسكو . تهران و مجلهء كاوه مونيخ ش 66 و 67 و 68 .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 664 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى