تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
خورهء بوصيريه است . به بوصير قوريدس منسوب است : ابو القاسم هبة اللّه پسر على پسر مسعود پسر ثابت پسر غالب پسر هاشم انصارى خزرجى . من [ ياقوت ] از حلب نامه‌اى به ابو الربيع سليمان پسر عبد اللّه تميمى مكى نوشته و معرفى « بو بصير » ياد شده را خواسته بودم . ابو ربيع در پاسخ به من نوشت : من از پسر شيخ بوصيرى ، ريشه و تبارش را پرسيدم گفت : ما در مغرب از شهرى به نام منستير هستيم . در مغرب دو جا به نام « منستير » هست يكى در خاور اندلس ميان لقنت و قرطاجنّه و ديگرى نزديك سوسه در خاك افريقيه با فاصلهء دوازده ميل از آن است . پدرم به من نگفت ما از كدامين هستيم . نخستين كس از خانوادهء ما كه به مصر آمد نياى پدرم مسعود بود كه « بو بصير قوريدس » فرود آمد و در آنجا نياى من على را پديد آورد . سپس على به مصر آمد و بماند و پدرم ابو القاسم را در اينجا پديد آورد ، او از اين كشور بيرون نشد تا آنكه در شب پنجشنبه دوم صفر 598 درگذشت . تاريخ مرگ را حافظ زيرك عبد العظيم منذرى به من داد . چون از زادروز پدرش پرسيد نمىدانست ولى گفت هنگام مرگ نود و دو يا سه سال مىداشت . سپس حافظ زكى الدين منذرى به من گفت : او زادروز وى را به خامهء پدرش يافت كه 505 يا 506 بوده است .

بوصير السدر

[ ر س س ] شهركى در خورهء جيزه است .

بوصيردفدنو

[ ر د ف ] از خورهء فيّوم است .

بوصيربنا

[ ر ب ] از خورهء سمنّوديه است . من نمىدانم دو تن زيرين به كدام يك از اينها [ 761 ] نسبت دارند : 1 - ابو فحص عمر پسر احمد پسر محمد پسر عيسا فقيه مالكى . 2 - ابو عبد اللّه محمد پسر حسين پسر صدقه بوصيرى كه در 519 درگذشت .

بوظه

[ ظ ] به همين گونه يافتم آن را با ظاى نقطه‌دار . مىگفت : غارى است در كوه عارض يمامه .

بوغ :

( با غين نقطه‌دار ) . ديهى در شش فرسنگى ترمذ است . بدان نسبت دارد امام ابو عيسا محمد پسر عيسا پرسوره ترمذى بوغى كور پيشواى زمانه و صاحب كتاب « صحيح ترمذى » است كه در « ترمذ » ياد شده است .

بوقاس :

( با قاف و سين بىنقطه ) . شهرى است ميان راه حلب و مرز مصّيصه . گاهى آن را « بوقا » بىسين نيز مىگويند .

بوقان :

( با نون در پايان ) . حازمى گويد : بوقان با باء از بخشهاى سگستان است بدان نسبت دارد : ابو عمر محمد پسر احمد پسر محمد پسر سليمان بوقانى نگارندهء كتابهايى مشهور است . او از ابو حاتم ابن حبّان و از ابو يعلى نسفى و از ابو على حامد پسر محمد پسر عبد اللّه رفّاء و از ابو سليمان خطّابى روايت داشت . پسرش ابو سعيد عثمان و جز او از وى روايت مىنمودند . من [ ياقوت ] گويم : اين سخن حازمى بىگمان نادرست است ، نوقاتى با نون اول و تاى دو نقطه بالا در پايان درست است . من آن را با چنين ضبط ، به خامهء ابو عمر نوقاتى ياد شده ديدم ، ابو سعد نيز در « تاريخ مرو » به خامهء خود چنانش نوشته بود و آن را من خواندم و در جاى خود نوشتم . بوقان نيز كه در كتابهاى « فتوح » ياد شده در سرزمين سند است . احمد بن يحيا بلاذرى « 1 » گويد : زياد بن ابيه ، منذر پسر جارود عبدى ابو اشعث را به مرزبانى هند فرستاد او بر بوقان
هامش
( 1 ) . بلاذرى ع : 437 ؛ توكل : 607 .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 654 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى