باب با و لام و آنچه پس از آنهاست
بلاباذ
[ ب ] با دو باء ديهى در خاور موصل از كارگزارى نينوا ميان موصل و زاب است . يك مرحلهء كوتاه ، از موصل دور است كاروانها در آن فرود آيند و يك خان در آن آماده است .
بلاثق
[ ب ث ] با ثاى سه نقطه و قاف . جايگاهى در سرزمين بنى سعد است . مالك نويره هنگامى كه با اسبى به نام « نصاب » به مسابقه برخاست چنين سرود :
جلا عن وجوه الاقربين غباره * نصاب غداة النّقع البلاثق « 1 »
بلاد
« 2 » [ ب ] بر وزن قطام و حذام ، و برخى آن را با كسر با آوردهاند . نام شهرى است نزديك حجز اليمامه . ابو عبيده گويد : بهترين تيرها كه تازيان جاهليت آن را وصف كردهاند تيرهاى « بلاد » و « يثرب » است كه دو شهر نزديك يمامهاند ، پس اين شعر اعشى را به گواه آرد :
انّى تذكّر ودّها و صفاءها * سفها و انت بصوّة الاثماد
منعت قياس الماسخيّة رأسه * بسهام يثرب او سهام بلاد « 3 »
حفصى گويد : « بلاد » كشتزارى است در يمامه . عمارة گويد :
و غداة بطن بلاد كان بيوتكم * ببلاد انجد منجدون و غاروا
[ 708 ]
و بذى الاراكة منكم قد غادروا * جيفا كانّ رؤوسها الفخّار « 4 »
بلاشآباذ
[ ب ]
هامش
( 1 ) . « نصاب » به روز « نقع » « نقع بلاثق » گرد و خاك از روى دوستان پاك كرد .
( 2 ) . « بلاد » اكنون نام يكى از شهرهاى جزيرهء بحرين است . اين جزيره در سال ( 1945 م ) زير سلطهء انگليس از ايران جدا و مستقل شناخته شد و براى عربى كردن زبان كوشش آغاز شد نام اين شهر تا نيمهء دوم سدهء دوازدهم هجرى « بلاذر » بود ، چند تن از شاگردان مجلسى ( 1037 - 1110 ) به بلاذرى شهرت داشتند . ( امل الامل 2 : 349 پاورقى ) عبد اللّه تبريزى در « رياض العلماء ( ج 5 ص 391 ) احتمال مىدهد كه نسبت احمد بلاذرى مورخ بزرگ ( 200 - 279 ) بدين شهر است نه به حبّ بلاذر كه ناشناخته است . ن . ك ، طبقات اعلام شيعه قرن 11 ( ص 642 ) و قرن 12 ( ص 112 ) .
( 3 ) . تا چند از راه نادانى از دوستى آن بانو ياد كنى ؟ تو ديگر خشكيدهاى ، تيرهاى يثربى و تيرهاى « بلاد » كمان تو را از كار انداختهاند .
( 4 ) . روزگارى كه خانهء شما در « بلاد » بود ! مردم شما مددكار بودند ، ليكن شما گنديده و لجن به سر از « ذو الاراكه » بيرون آمديد . ( چ ع ، ج 1 ، ص 183 ، س 2 و 3 ) .