تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
الم تسأل الاطلال و المتربّعا * ببطن حليّات دوارس بلقعا
لهند و اتراب لهند اذ الهوى * جميع و اذ لم نخش ان يتصدّعا « 1 »

بطن الذّهاب

[ ب ن ذ ذ ] به فتح و ضمّ ذال نقطه‌دار هر دو آمده است . نام جائى از آن بنى حارث پسر كعب است كه رويداد تاريخى در آنجا روى داده است .

بطن الرّمّة

[ ب ن ر ر م م ] در واژه « رمه » ياد شده است نام دره‌اى در بالاى نجد است ابن دريد گويد زمينى گسترده در نجد است كه چند دره بدان مىريزد .

بطن رهاط

[ ب ن ر ] در سرزمين هذيل پسر مدركه است كه در « رهاط » ياد شده است .

بطن ساق

[ ب ن ] نام جائى است كه در شعر زهير ديده مىشود .
عفا من آل ليلى بطن ساق * فاكثبة العجالز فالقصيم « 2 »

بطن السّر

[ ب ن س س ] دره‌اى ميان هجر و نجد است كه يك رويداد تاريخى در آنجا رخداده است جرير چنين مىسرايد :
أ استقبل الحىّ بطن السّرّ ام عسفوا * فالقلب فيهم رهين اينما انصرفوا « 3 »

بطن شاغر

[ ب ن غ ] با شين و غين نقطه‌دار . شاعر گويد :
فانّ على الاحشاء من بطن شاغر * نساء يشبّهن الضّراء الغواديا
اذا كان يوم ذو خروج و ريّة * يشبّهن ذكران الكلاب المقاعيا « 4 »
ضراء جمع ضاريه ( - درّنده ) ، غوادى جمع غاديه آنچه به دنبال صيد بدود .

بطّن الضّباع

[ ب ن ض ض ] مرقّش چنين مىسرايد :
لمن الظّعن بالضّحى طافيات * شبهها الدّوم او خلايا سفين
جاعلات بطن الضباغ شمالا * و براق النّعاف ذات اليمين « 5 »

بطن ظبى

[ ب ن ظ ] زمينى از آن كلب است . امرؤ القيس چنين مىسرايد :
سمالك شوق بعد ما كان اقصرا * و حلّت سليمى بطن ظبى فعرعرا « 6 »
[ 667 ]

بطن العتك

[ ب ن ل ع ] با عين بىنقطه و تاى دو نقطه بالا از بخش‌هاى يمامه است .

بطن عرنه

[ ب ن ع ر ن ] در « عرنه » ياد شده است .

بطن عنان

[ ب ن ع ] در عنان ياد شده است .

بطن اللّوى

[ ب ن ل ل وا ] اصمعى آنجا كه از سرزمين ابو بكر بن كلاب ياد مىكند گويد : ايشان راست « اريكتان » و « بطن
هامش
( 1 ) . آيا از ويرانه‌هاى باز مانده كه در « بطن حليات » پوسيده‌اند ، دربارهء هند كه دل مرا برده است و همسالان او نپرسيدى ؟ ( 2 ) . « بطن ساق » و پس از آن « قصيم » از آل ليلى تهى گرديد . . . ( چ ع 3 : 617 : س 18 ) . ( 3 ) . خواه قبيله به سوى « بطن السر » بيايند و خواه نيايند ، هر جا بروند دل من با ايشان است ( چ ع 3 : 76 : 9 ) ( 4 ) . در « بطن شاغر » زنانى همچون « ضراء غوادى ( - حيوان شكارى ) هستند كه به روز كوشش و كار ، مانند سگ تازى نرينه مىدوند . ( 5 ) . اين كاروان از آن كيست كه چاشتگاهان همچون درختان كوكل يا كشتيهاى رونده ديده مىشود . « بطن ضباع » را در سمت چپ و « براق نعاف » را در سمت راست نهاده است . ( چ ع 1 : 537 : ص 11 ) . ( 6 ) . شوق تو كه رو به كاستن بود فزونى يافت . سليمى به « بطن ظبى » و « عرعر » فرود آمد . ( چ ع 3 : 575 : س 4 و 4 : 205 : س 1 )
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 576 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى