تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨

باب با و ضاد و آنچه پس از آن‌هاست

بضاعه

[ ب ع ] با ضمه بيش از كسره خوانند . خانه‌اى است از آن بنى ساعده در مدينه ، چاه آن نيز به نام « بئر بنى ساعده » معروف است در آنجا بود كه پيامبر ( ص ) فتوى داد كه « انّ الماء طهور ما لم يتغيّر - همانا آب تا تغيير نكرده باشد پاك كننده است . بخشى از دارائى مردم مدينه در اين شهر است . در كتاب بخارى ، تفسير قعنبى آمده است كه : بضاعه نخلستانى در مدينه است . در خبر است كه پيامبر ( ص ) بر چاه بضاعه آمد و با دلو آن وضو گرفت و از آن بنوشيد و باقى مانده را به چاه برگردانيد و در آن تف انداخت . در آن روزها هر كس بيمار مىشد مىگفت مرا با آب بضاعه بشوئيد و چون مىشستند بهبود مىيافت . اسما دخت ابو بكر گويد : ما بيماران خود را سه روز در آب چاه بضاعه مىشستيم بهبود مىيافتند . ابو الحسن ماوردى در كتاب « حاوى » كه نگارش اوست گويد : يك دليل ضد فتواى ابو حنيفه روايتى است كه شافعى از ابراهيم [ 657 ] پسر محمد پسر سفيط پسر ابو ايّوب از عبد اللّه پسر عبد الرحمن پسر ابو سعيد خذرى آرد كه به پيامبر ( ص ) گفتند : تو در آب چاه بضاعه وضو گرفتى و اين چاهى است كه لتهء حيض و گوشت سگ و پس افتاده‌هاى ديگر در آن ريزند . او پاسخ داد : « هيچ چيز آب را نجس نكند ! » پس آميختن آب با نجاست آب را نجس نمىكند و اين فتواى آشكار پيامبر فتواى ابو حنيفه را مىشكند . پيروان ابو حنيفه دو اشكال بر اين حديث دارند : نخست آنكه آب چاه بضاعه چشمهء روان است كه باغها را سيراب كند و نجاست در آب روان نمىماند . پاسخ اين اشكال را چنين دادند كه : چاه بضاعه مشهورتر از آن است كه بشود چنين گفت ، اين چاه در زمين بنى ساعده است . ابو داود در « سنن » گويد : من بضاعه را با رداى خودم اندازه گرفتم و ذرع كردم پهنايش شش ذرع بود . من از دربانى كه در بوستان را برايم باز كرد پرسيدم آيا در ساختمان آن تغيير داده شده است ؟ پاسخ داد : نه ! من در آن جا آبى با رنگ برگشته ديدم : پيداست كه رنگ آب روان برگشته نمىماند . ابو داود گويد : از قتيبه پسر سعيد شنيدم مىگفت : از متولّى « بير بضاعة » پرسيدم گوداى آن چه اندازه است ؟ پاسخ داد : بيشترين آب آن تا بالاى عورت مىرسد ! گفتم كمترين آن چقدر است ؟ گفت تا زير عورت ! اشكال دوم حنفيان بر اين حديث آن است كه نتوان باور كرد كه ياران در چاهى كه پيامبر ( ص ) وضو گرفته است لتهء حيض و گوشت سگ اندازند و اين محال باشد و اين نشانهء ضعف اين حديث است پاسخ اين اشكال نيز بدان است كه ما نگفتيم ياران در چاه وضوى پيامبر ( ص ) چيزى انداختند ، بلكه چاه بضاعه خود به زباله‌دانى نزديك بود و باد كثافت را در آن مىريخت ، پاسخ ديگر آن كه چون بنا بر قاعده پشكل آب بسيار را نجس شدنى نمىدانستند چنين مىكردند .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 568 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى