گروهى بدانجا نسبت دارند ؛ از ايشان است : ابو بكر محمد پسر اسماعيل پسر على پسر نعمان پسر راشد بندار بصلانى .
پيرى درستكار بود و در شعبان 311 درگذشت .
بصنّا
« 1 » [ ب ص ن نا ] شهرى كوچك در بخشهاى اهواز همه مردان و زنان آنجا به پشم ريسى و پرده و فرشبافى مىگذرانند ، واژه « بصّنى » را نيز بر آنها نوشته مىبافند . در « بيروذ » و « كليوان » نيز مانند آنها را بافند و به دروغ به « بصنّا » نسبت دهند كه مركز اصلى آنست . ايشان نهرى نيز دارند كه « دجله بصنّا » خوانده مىشود و هفت آسيا بر آن مىگردد و رودخانه يك پرتاب تير از آنجا به دور است .
بصيدا
[ ب ] با دال بىنقطه و الف كوتاه ديهى از بغداد است .
بدانجا نسبت دارد : ابو محمد حسن پسر عبد اللّه پسر حسن بصيدايى ، از مردم « باب ازج » در جمادى يكم سال 511 در گذشت .
بصير الجيدور
[ ب ر ل ج ] با دال بىنقطه نام ديهى از بخشهاى دمشق .
از آنجا است : ضحّاك پسر احمد پسر محمد بصيرى ، ابو عبد اللّه محمد پسر حمزه پسر احمد پسر ابو الصقر قرشى دمشقى ، دو بيت شعر كسى را از او برنوشت و در « معجم » خود وارد كرد .
هامش
( 1 ) .Basima( لسترنج ص 259 ) .