تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
شاه ، آن را پايه نهاد . خوره‌اى است كه نام قصبهء آن « طريثيث » است و برخى گويند : زيرا كه همچون پشت نيشابور باشد و در فارسى پشت بدين معنى است . دويست و بيست و شش ديه دارد ، يكى از آنها كندر است كه ابو نصر كندرى وزير طغرل بك سلجوقى از آنجا بود او پيش از نظام الملك وزير بود و نظام الملك بر جاى او شد . گاهى نيز آن را « پشت عرب » « 1 » گويند زيرا بسيار از مردمانش عربىدان و عربشناس شده بودند [ 629 ] گروهى بسيار از دانشمندان و دارندگان هنرهاى گوناگون بدانجا نسبت دارند : 1 ) اسحاق پسر ابراهيم پسر نصر پشتى او از قتيبه پسر سعيد و از ابراهيم پسر مستمّر و از ابو كريب محمد پسر علاء و از محمد پسر بو عمر و از محمد پسر مصطفى و از هشام پسر عمر و از حميد پسر مسعده و از اسحاق پسر ابراهيم حنظلى و از محمد پسر رافع و جز ايشان برشنود . ابو جعفر محمد پسر هانى پسر صالح و ابو الفضل محمد پسر ابراهيم موصلى و گروهى خراسانى از وى روايت دارند . 2 ) حسان پسر مخلّد پشتى او از عبد اللّه پسر يزيد مقرى ( - آخوند ) و از سعيد پسر منصور و از يحيا پسر يحيا برشنود . جعفر پسر محمد پسر سوّار و ابراهيم پسر محمد مروزى از وى روايت دارند . او در شعبان سال 259 درگذشت . 3 ) سعيد پسر شاذان پسر محمد نيشابورى ، كه همان سعيد پسر ابو سعيد پشتى است او از محمد پسر رافع و از اسحاق پسر منصور و از حمّ پسر نوح و از عيسا پسر احمد عسقلانى و جز ايشان برشنود . ابو القاسم يعقوب از وى روايت دارد . 4 ) ابو سعيد پسر ابو بكر پسر ابو عثمان موسى پسر عبد الرحمن پشتى او از حسن پسر على حلوانى حديث كرد ، بشر پسر احمد اسفراينى نيز از وى . 5 ) ابو سعيد احمد پسر شاذان پشتى او از حسن پسر سفيان و از احمد پسر نصر خفّاف ( كفشدوز ) و از ابن ابى غيلان حديث آورد . ابو سعد ادريسى از وى حديث دارد . 6 ) احمد پسر خليل پسر احمد پشتى او از ليث پسر محمد روايت دارد ، و ابو زكريا يحيا پسر محمد عنبرى از وى . 7 ) محمد پسر يحيا پسر سعيد پشتى ابو بكر مؤدّب او از عبد اللّه پسر حارث صنعانى حديث كرد و حاكم ابو عبد اللّه از وى . 8 ) محمد پسر ابراهيم پسر عبد اللّه ابو سعيد پشتى . او از محمد پسر مؤمّل حديث كرد . 9 ) محمد پسر اسحاق پسر ابراهيم ابو صالح پشتى نيشابورى نماز و نيايش بسيار مىكرد از ابو زكرياى نيشابورى و از ابو بكر حيرى روايت داشت . او در اصفهان به سال 483 درگذشت . 10 ) ابو على حسن پسر على پسر علا پسر عبدويه پشتى . او از ابو طاهر محمد پسر محمد پسر محمش و جزوى روايت مىكرد . 11 ) عبيد اللّه پسر محمد پسر نافع پشتى زاهد .
هامش
بودند ، در سبزوار زاده شد . ياقوت نام 73 اثر او را كه برخى از آنها به فارسى بود ، از گفته خود او در « مشارب التجارب » نقل كرده سپس « لباب الانساب » و « تاريخ بيهق » را بر آنها افزوده است ( ارشاد الاريب 13 : 219 - 240 ) « تاريخ بيهق » او با تعليقات احمد بهمن يار ( 1262 - 1334 خ ) و پيشگفتار محمد قزوينى در تهران 1317 خ و تاريخ الحكماى او كه دنبالهء صوان الحكمه سگستانى است با پيشگفتار محمد كرد على در دمشق 1946 م و ترجمه فارسى آن به نام « درة الاخبار » در هند و سپس در تهران 1318 خ ضميمه مجلهء مهر در 118 ص چاپ شده است . كتاب او از منابع كار ياقوت بود و نزديك ده بار از وى نقل مىكند . ( 1 ) . لسترنج : 379 ، معرب پشت ، تعليقات بهمنيار بر تاريخ بيهق ، ص 229 .