جزء ؛ « ما انفرد فيه اهل المدينه من السّنن » ( سنتها كه ويژهء مردم مدينه بود ) ، ده جزء ؛ « ما انفرد به اهل مكه من السنن » ( - آنچه ويژه مردم مكه بود ) ، ده جزء ؛ « ما عند شعبة عن قتاده و ليس عند سعيد عن قتاده » ، جزء ؛ « غرايب الاخبار » بيست جزء ؛ « ما اغرب الكوفيّون عن البصريين » ده جزء ؛ « ما اغرب البصريون عن الكوفيين » هشت جزء ؛ « اسامى من يعرف بالكنى » سه جزء ؛ « كنى من يعرف بالاسامى » سه [ 617 ] جزء ؛ « الفصل و الوصل » ده جزء ، « التمييز بين حديث النضر الحدّانى و النضر الحزّاز » دو جزء ؛ « الفصل بين حديث اشعث بن مالك و اشعث بن سوار » دو جزء ؛ « الفصل بين حديث منصور بن المعتمر و منصور بن راذان « 1 » » سه جزء ؛ « الفصل بين مكحول الشامى و مكحول الازدى » يك جزء ؛ « كتاب موقوف ما رفع » ده جزء ؛ « آداب الرجالة » دو جزء ؛ « ما اسند جنادة عن عبادة » يك جزء ؛ « الفصل بين حديث نور بن يزيد و نور بن زيد » يك جزء ؛ « ما جعل عبد اللّه بن عمر عبيد اللّه بن عمر » دو جزء ؛ « ما جعل شيبان سفيان او سفيان شيبان » سه جزء ؛ « مناقب مالك بن انس » دو جزء ؛ « مناقب شافعى » دو جزء ؛ « المعجم على المدن » ده جزء ؛ « المقلّين من الحجازبين » ده جزء ؛ « المقلّين من العراقيين » بيست جزء ؛ « الأبواب المتفّرقه » سى جزء ؛ « الجمع بين الاخبار المتضادّة » دو جزء ؛ « وصف المعدّلو المعدّل » دو جزء ؛ « الفصل بين حدثنا و اخبرنا » يك جزء ؛ « وصف العلوم و انواعها » سى جزء ؛ « الهداية الى علم السّنن » او در اين كتاب فرق ميان دو رشته حديث و فقه را روشن مىنمايد . نخست حديثى را گزارش مىدهد سپس تك راوى آن را و آنكه از تك راويان كدامين شهر است ، سپس نام هر يك از حلقههاى زنجيرهء سند آن روايت را از ياران پيامبر تا استاد خويشتن با نشانى او ، زادگاه و مرگ او ، كنيت و قبيلهء او ، دانش و هنرش را ياد مىكند ، سپس دستورى كه در آن حديث است و حديث معارض آن را اگر باشد مىآورد و براى جمع ميان آن دو مىكوشد ، تا از خبر فرايند فقهى و حديثى آن را برآورد . اين كتاب از بهترين آثار او و كميابترين آنها است . ابو بكر خطيب گويد : از مسعود پسر ناصر سگزى پرسيدم : آيا همه اين كتابهاى در كشور شما و در دسترس شما هست ؟ در پاسخ گفت : اندكى ناچيز است زيرا كه ابو حاتم بن حبّان كتابهاى خود را رايگان در اختيار مردم مىنهاد ، همه را وقف كرده در يك كتابخانه نهاده بود [ 618 ] و همين رفتار او با گذشت روزگار و زبونى دولت و چيرگى ستمكاران بر آن كشور ، نابودى آن كتابها را در پى مىداشت . خطيب گويد : شايسته چنان بود كه از اين گونه كتابها نسخه بردارى و در دسترس دانشمند نهاده مىشد تا در رونويسى و جلد سازى و نگاهدارى آنها چشم همچشمى روى مىداد . گمان ندارم جز نادانى مردم آن كشور و بىتوجهى ايشان به ارزش دانشها ، چيزى ايشان را بدين رفتار كشيده باشد . ( و اللّه اعلم )
امام تاج الاسلام گويد : كتابهاى زيرين از او با سند زنجيرهاى بر شنودن آن به دست من برسيد : « التقاسيم و الانواع » پنج مجلد ، من آن را بر ابو القاسم شحّامى از ابو الحسن بجّانى از ابو هارون زوزنى از نگارندهاش برگرفتم . نيز « روضة العقلاء » كه آن بر حنبل سگزى از ابو محمد نونى از ابو عبد اللّه شروطى از نگارندهاش خواندم . چند نگاشتهء او را نيز بىزنجيرهء سند نزد خود دارم مانند « الهداية الى علم السّنن » كه به اندازهء دو مجلّد از آغاز آن دارم . كتاب ديگر او كه از اينها معروفتر است « الثقات » مىباشد و نيز « الجرح و التعديل » ؛ « شعب الايمان » ؛ « صفة الصلاة » ؛ كه در كتاب « التقاسيم » مىگويد : در چهار ركعت نماز كه آدمى مىگزارد ششصد سنت از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه همه را در كتاب « صفة الصلاة » ياد نمودهام و نياز به تكرار آن در اينجا نباشد .
ابو سعد گويد : از ابو بكر وجيه پسر طاهر خطيب در « قصر الريح » شنيدم كه از ابو محمد حسن پسر احمد سمرقندى از
هامش
( 1 ) . متن : راذان . تصحيح از طبقات الحفاظ . ( وستنفلد ج 5 ص 73 ) .