تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
است . بستان ابن معمر به بطن نخله شناخته مىشود و ابن معمر عمر پسر عبيد اللّه پسر معمر تيمى است . بستان ابن عامر جائى ديگر نزديك جحفه است . اين ابن عامر ، عبد اللّه بن عامر پسر كريز [ 612 ] است كه عثمان او را بر بصره گمارد . او هر زمين را كه مىكند به آب مىرسيد ، گويند : پدرش او را كه كودك بود به نزد پيامبر ( ص ) آورد تا بر او دعا خواند و به دهانش تف انداخت و او تف پيامبر ( ص ) را مكيد و پيامبر ( ص ) گفت : او مسقى خواهد بود پس هر جا را مىكند آب بر مىآمد .

بست

[ ب ] با تاى دو نقطه ، دره‌اى در سرزمين اربيل در آذربايجان و كوهستان [ كردستان ] است .

بست

« 1 » [ ب ] شهرى ميان سگستان و غزنين و هرات است ، گمان دارم از كارگزارى كابل باشد كه اين از گزارش رويدادهاى گشايش آن به دست مسلمانان دانسته مىشود . بست شهرى بزرگ و گرم مزاج است ، آن منطقه را گرمسير نامند رود بسيار و باغ فراوان دارد ولى ويرانگى از آن آشكار است . از يك اديب دربارهء اين شهر پرسيدند گفت : بست مانند تثنيت آن بستان ( - باغ ) است . گروهى از دانشمندان برجسته از آن برخاسته‌اند : 1 ) خطّابى ابو سليمان حمد پسر محمد بستى نگارندهء « معالم السّنن » « 2 » و « غريب الحديث » و جز آنها از پيشوايان برجسته بود ، زندگينامهء او را در كتاب ادباء « 3 » گرد آورده‌ام و از تكرار بىنياز است . 2 ) اسحاق پسر ابراهيم پسر اسماعيل ابو محمد دادرس بستى . او از هشام پسر عمّار و از هشام پسر خالد ازرق و از قتيبه پسر سعيد و جز ايشان برشنود ابو جعفر محمد پسر حيّان و ابو حاتم احمد پسر عبد اللّه پسر سهل پسر هشام بستيّانى و جز ايشان از وى روايت دارند . او به سال 307 درگذشت . 3 ) ابو الفتح على پسر محمد يا پسر احمد پسر حسن پسر محمد پسر عبد العزيز بستى شاعر نويسنده ، نگارندهء « تجنيس » او از ابو حاتم پسر حبّان برشنود و حاكم ابو عبد اللّه از وى روايت مىكرد . او در بخارا به سال 400 درگذشت عمران پسر موسى پسر محمد پسر عمران طولقى درباره ابو الفتح بستى چنين سروده است :
اذا قيل اىّ الارض فى النّاس زينة * اجبنا و قلنا ابهج الارض بستها
فلو انّنى ادركت و يوما عميدها * لزمت يد البستىّ دهرا و بستها « 4 »
كافور پسر عبد اللّه اخشيدى خصى ليثى اهل صور چنين مىسرايد : [ 613 ]
ضيّعت ايّامى ببست و همّتى * تأبى المقام بها على الخسران
و اذا الفتى فى البؤس انفق عمرة * فمن الكفيل له بعمر ثان « 5 »
4 ) ابو حاتم محمد پسر حبّان پسر معاذ پسر معبد پسر سعيد پسر شهيد تميمى . اين نسبنامه‌اى است كه ابو عبد اللّه محمد پسر احمد پسر محمد بخارائى معروف به غنجار براى وى گفته است ، ولى در گفتهء ديگرى تا معبد همانند او و پس
هامش
( 1 ) . لسترنج : 68 - 69 ، 440 . ( 2 ) . كشف الظنون 2 : 1005 و 1205 . ( 3 ) . ارشاد الاريب 10 : 268 - 272 . ( 4 ) . اگر از من بپرسند كه كدامين سرزمين زيبا است ؟ در پاسخ مىگويم كه بهترين آنها « بست » است . اگر من سرور آنجا را بيابم دست آن بستى را گرفته مىبوسم . ( 5 ) . روزگارى را در « بست » از دست دادم با اين كه دلم زيستن در آنجا را زيانمند مىديد ، چه كسى عمر دوباره مىدهد به جاى عمرى كه در بدبختى بگذرد ؟