باب با و سين و آنچه پس از آنهاست
بسا
[ ب ] پسا « 1 » و معرّب آن « فسا » شهرى در فارس كه در فسا خواهد آمد . بو العباس احمد « 2 » اديب پسر على پسر بابه كاشى گويد : نسبت ارسلان بساسيرى به اين شهر « بسا » است زيرا مولاى او از اين جا بود . او بردهء بهاء الدولهء پسر عضد الدوله بود ، در روزگارى كه جلال الدين ابو طاهر و پسر وى ملك رحيم ابو نصر بر تخت نشستند كار بساسيرى بالا گرفت ، پيشواى تركان بغداد و ثروتمند شد ، پيروان او فزونى يافتند . چون طغرل بيگ نخستين شاه سلجوقى به بغداد رسيد ، ملك رحيم به نزد او رفت ، ليكن بساسيرى به رحبهء مالك گريخت ، او از پيش به مستنصر [ اسماعيلى ] صاحب مصرنامه نوشته با او پيمان بسته بود . از سوى ديگر ابراهيم اينال برادر طغرل سپاهى گرد آورده در بخشهاى همدان بر برادر خود ياغى شده بود . طغرل نيز سپاه را از بغداد به جنگ او به سوى همدان فرستاده بغداد تهى مانده بود ، ارسلان بساسيرى و همراه او قريش پسر بدران پسر مقلّد فرمانرواى بنى عقيل « 3 » به بغداد آمده شهر و كاخ خليفه را گرفتند . خليفه قائم بامر اللّه به قريش سپرده شد كه او را به دژ عانه در كنار فرات كه در دست عموزادهاش « مهارش » بود برد ، رئيس الرؤساء به بساسيرى سپرده شد كه پس از مثله كردن به دارش كشيد . « 4 » هر چه دارائى در كاخ خليفه بود به دست بساسيرى افتاد و تا يك سال تمام ، در بغداد و بخشهايش به نام صاحب مصر خطبه خوانده مىشد ، كه آغازش شانزدهم ذى قعدهء سال 450 بود ، در شانزدهم ذى قعده سال 451 خطبه به نام قائم برگشت . در اين مدت طغرل كار برادر خود بساخت و به بغداد باز آمد و بساسيرى را گرفت و كشت و قائم را بر مسند عزّت و خليفگى خود باز گردانيد . داستان آن [ 609 ] دراز است كه اين فشردهء آن مىبود هنوز در باب ازج بغداد بخشى بزرگ به نام « دار البساسيرى » هست كه برخى از راويان بدان نسبت دارند .
بسا
[ ب س ساء ] با الف كشيده . نام خانهاى است كه قبيلهء غطفان براى پرستش خدا ، به جاى كعبه ساخت . ريشهء اين
هامش
( 1 ) . پسا در متن عربى نيست و افزودهء مترجم است .
( 2 ) . ابن بابه ابو العباس احمد بن على كاشى اديب نگارندهء « فرق الشيعه » از مصادر كار ياقوت در اين كتاب است كه در چ ع 4 : 15 : 5 نيز از كتاب « فرق الشيعه » او داستانى نقل مىكند ، قزوينى نيز همان داستان را در آثار البلاد چ بيروت 1380 ق ص 280 و به نقل از آن ، محدث در تعليقات نقض ص 1291 آورده است .
( 3 ) . عقيليان قبيلهاى بودند در بيابان ميان شام و بغداد كه بزرگان متمدن شدهء ايشان در شهرهاى اطراف مىزيستند . از سدهء سوم تا پنجم در پيوند با گنوسيستها و روشنفكران ضد سنى و ضد دربار خلافت عرب ديده مىشوند . شايد مانند حمدانيان از عرب شدگان آرامى تبار باشند .
( 4 ) . رئيس الرؤسا ، از خاندان بزرگ رفيل است . نياى ايشان رفيل فئودال بزرگ ، تيسفون را به تازيان سپرد و خودش بغداد را پس از 5 / 4 سده از عربها به سلجوقيان سپرد . ( ن . ك . چ ع 4 : 839 ؛ طبرى 2257 ؛ ترجمه 1679 ) .