فافعلى بى يا ربّة الخدر خيرا * و من الماء شربة فاسقينى
قالت الماء فى الرّكىّ كثير * قلت ماء الرّكىّ لا يروينى
طرحت دونى السّتور و قالت * كلّ يوم بعلّة تأتينى « 1 »
برقة نعاج
[ ب ق ة ن ] « نعاج » جمع نعجه به معنى ميش است . قتّال چنين سروده :
عفا النّجب بعدى فالعريشان فالبتر * فبرق نعاج من اميمة فالخجر « 2 »
برقة نعمىّ
[ ب ق ة ن ى ى ] زمخشرى گويد : نام درهاى است به تهامه . نابغه چنين مىسرايد :
اهاجك من اسماء ربع المنازل * ببرقة نعمىّ فروض الاجاول « 3 »
برقة النّير
[ ب ق ة ن ن ] شاعر مىگويد :
تربّعت فى السرّ من اوطانها
[ 588 ]
بين قطيّات الى دعمانها * فبرقة النّير الى جريانها « 4 »
برقة واحف
[ ب ق ة ح ]
لبيد چنين مىسرايد :
و كنت اذ الهموم تحضّرتنى * و صدّت خلّة بعد الوصال
صرمت جبالها و صددت عنها * بناحية تجلّ عن الكلال
كاخنس ناشط جادت عليه * ببرقة واحف احدى اللّيالى « 5 »
برقة واسط
[ ب ق ة س ] گواه آن را به خاطر ندارم . « 6 »
برقة واكف
[ ب ق ة ك ] افوه اودى چنين سروده است :
فسائل حاجرا عنّا و عنهم * ببرقة واكف يوم الجناب « 7 »
در روايتى « برقة ضاحك » ديده مىشود چنان كه گذشت .
برقة الوداء
[ ب ق ة و د داء ]
« ودّاء »
درهاى است كه بالاى آن از بنى عدويّه و تيم و پايين آن از بنى كليب و ضبّه است . اين سخن را سكّرى در گزارش شعر جرير آورده كه گويد :
عرفت ببرقة الودّاء « 8 » رسما * محيلا طال عهدك من رسوم
هامش
( 1 ) . هنوز خانهء سعدا در « برقة النجد » در « قرقرى » مرا مىگرياند . مىكوشيد روى سعدا را ببينم ولى نمىشد . روزى آرزومندانه به خانه ايستاده گفتم : اى كدبانو ! به من آبى ده ! گفت : آب در چاه بسيار است ! گفتم : آب چاه مرا سيراب نسازد . او پرده بركشيده گفت : هر روز به بهانهاى بدينجا آئى ؟ !
( 2 ) . پس از ما « نجب » و « عريشان » و « بتر » و « برق نعاج » از « اميمه » تا « حجر » فراموش باد .
( 3 ) . آيا از خانههاى اسماء در « برقه نعمى » و « روضة الاجاول » به هيجان آمدى ؟ ( چ ع 2 : 860 : 10 ) .
( 4 ) . براى رسيدن به كاشانهء خود در ميان « قطيات » و « دعمان » و « برقة النير » چهار اسبه مىتاخت .
( 5 ) . هر آنگاه كه اندوه مرا فرا مىگرفت به كوهستان مىرفتم ، جائى كه خستگى را دور كند ، پس همچنان زشت روئى بودم كه شبى در « برقة واحف » او را دعوت كنند .
( 6 ) . دو شعر از كثير كه واژهء « برقة واسط » در آن آمده است در چ ع 4 ، ص 764 ، س 23 و ص 890 ، س 1 ديده مىشود .
( 7 ) . در « برقهء واكف » به روز « جناب » دربارهء مأوايشان از حاجر پرسش نما . ( چ ع 1 : 583 : 22 ) .
( 8 ) . ن . ك . برقة الاودات در چ ع ، ج 1 ، ص 578 ، س 9 .