تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
بدان نسبت دارد : ابو القاسم حمزه پسر حسين برزهى بيهقى . تاليفهايى در ادبيات دارد . از آنها است : « الفصول » ، « محامد من يقال له محمد » « محاسن من يقال له ابو الحسن » ؛ با خرزى او را در « دميّة القصر » آورده گويد : در ربيع يكم 488 درگذشت . اين گفتهء عبد الغافر است .

برزة

[ ب ز ] با تاى تانيث . ديهى به غوطهء دمشق است بدان نسبت دارد : 1 ) عبد العزيز پسر محمد پسر احمد پسر اسماعيل پسر على ، ابو القاسم برزى معيوفى مقرى . او از ابو محمد پسر ابو نصر برشنود . طاهر خشوعى و عمر دهستانى و عبد اللّه سمرقندى [ 564 ] و جز اينان ، از وى روايت دارند . او به شوال 462 درگذشت . 2 ) عبد اللّه پسر محمود پسر احمد خشبى برزى بو على . او نيز از ابو محمد پسر ابو نصر و از ابو القاسم عبد العزيز پسر عثمان قرقسيانى و از بو الحسن محمد پسر عوف پسر احمد مزنى و از ابو بكر محمد پسر عبد الرحمن قطّان برشنود . اين گفتهء حافظ ابو القاسم است او بيفزود كه پير ما ابو محمد ابن اكفانى و ابو الحسن على پسر احمد پسر عبد العزيز انصارى اندلسى از وى برشنودند . ابن اكفانى برايم گفت : ابو على برزى به روز سه شنبه شانزدهم شوال 466 درگذشت . وى شافعى مذهب بود ، همهء « مختصر مزنى » را از بر مىداشت . 3 ) محمد پسر احمد پسر اسماعيل پسر على يا : اسماعيل پسر محمد برزى مقرى صوفى . او از ابو سليمان محمد پسر عبد اللّه پسر احمد پسر زيد روايت مىكند ، ابو سعد اسماعيل پسر على سمّان و عبد العزيز كنانى و على پسر خضر از وى با كنيت ابو عبد اللّه روايت دارند . على جبّائى نيز از وى با كنيت ابو بكر روايت مىكند . او در نيمهء محرم 415 درگذشت . ابن منير دربارهء اين برزه گويد :
سقاها و روّى من النّيّرين * الى الغيضتين و حمّوريه
الى بيت لهيا الى برزة * دلاح مكفكفة الاوعيه « 1 »
گويند برزه زادگاه ابراهيم خليل ( ع ) است ولى نادرست است ، و اجماع بر آنست كه او در بابل در عراق بزاد .

برزهء

ديگر نيز روستائى در آذربايجان است كه بلاذرى گويد : در دست مردم اودى است . « 2 »

برزه

[ ب ز ] جائى است كه يكى از روزهاى تاريخى عرب « 3 » در آنجا رويداده است . عبد اللّه پسر جذل طعان گويد :
فدى لهم نفسى و امّى فدى لهم * ببرزة اذ يخبطنهم بالسّنابك « 4 »
به روز برزه مالك پسر خالد پسر صخر پسر شريد كشته شد . او است كه به « تاج‌دار » معروف است . فرزندان سليم پسر منصور ، افسرى بر سر او نهاده پادشاهش خواندند ، پس با بنى كنانه جنگيد ، پس بر بنى فراس پسر مالك تاختن گرفت و اين در جائى به نام برزه بود ، سردار بنى فراس در اينجا عبد اللّه پسر جذل طعان ، پس عبد اللّه ، او را بكشت . اين روز از روزهاى معروف ايام عرب است . من آن را به خامه برخى اديبان با فتح با ديده‌ام . او از بن حبيب نقل مىكند كه : برزه
هامش
( 1 ) . ببارد و سيراب كند از « نيّرين » تا « غيضتين » و « حموريه » و « بيت لهيا » تا « برزه » تا ظرفها پرآب شود . اين دو بيت در چ ع ، ج 1 ، ص 780 ، ج 2 ، ص 340 ، س 13 نيز تكرار شده است . ( 2 ) . بلاذرى : 331 ، ترجمه : 133 و 170 . بلاذرى ( چ ع : 377 . سهيل زكار ؛ ترجمه : 464 ، توكّل ) مىگويد : « كورهء برزه از آن طايفهء اودى بود و مدينهء آن به مردى از هيمن طايفه تعلق داشت . وى مردمان را در آنجا جمع كرد و حصنى بر آن شهر بساخت . در سال 232 على رغم آن مرد اودى ، منبرى در آن بلد برپا شد . » صاحب الفصول الفخريه ( ص 55 - 56 ) احمد بن عنبه طايفهء اود را از بنو سعد العشيره دانسته و گويد : « و از « بنى صعب » بن سعد العشيره : زبيد بن صعب . . . و « اود » بن صعب ، از نسل او الأفوه الشّاعر . » ( 3 ) . ايّام العرب داستانهائى است كه در برابر خداينامك‌هاى ايران به دست ضد شعوبيان ساخته شد . ن . ك . پانوشت 1 ، ص 338 ، س 7 . ( 4 ) . جان من و مادر به فداى آنان كه در « برزه » به زير سم ستوران خرد شدند .