طرفى « مال » ابزار اشباع پستىها و زشتىهاى ياد شده است و از طرف ديگر ، با اشباع آنها سركشى بر عقل و ارزشهاى انسانى آغاز مىشود . در اين صورت ، فرد بىاختيار در مسير ارضاى شهوتهاى خويش قرار مىگيرد و به تجربه ثابت شده است كه انسان هرچه در ماديات و خواستههاى نفسانى اسراف كند از معنويات دور تر خواهد شد . در روايتى از ابن عباس آمده است : « زمانى كه نخستين درهم و دينار ساخته شد ، ابليس بدانها نگاهى انداخت . آنگاه آنها را بر چشمان خود نهاد و سپس به سينه چسباند . فريادى كشيد و دوباره آن دو را به سينه چسباند و گفت : شما نور چشمان و ميوه دل من هستيد . اگر فرزندان آدم شما را دوست بدارند ديگر برايم مهم نيست كه بت نپرستند . براى من همين بس است كه شما را دوست بدارند . » « 1 »
مصطفى صادق رافعى در مقاله خود با عنوان « دينار و درهم » مىگويد :
« فقيه مال پرست فاسد است و سبب تباهى حقيقتى مىشود كه از آن سخن مىگويد . فقيهانى را ديدهام كه مردم را به حلال و رعايت آموزههاى قرآن و حديث سفارش مىكنند ، ولى [ در عمل ] حقيقت را به باد مسخره مىگيرند .
كار آنان بسان دزدى است كه دزد ديگر را پند داده و مىگويد : مبادا كه دزدى كنى ! »
متناسب با همين حكمت ، سوسياليستها در ردّ نظام سرمايهدارى چنين مىگفتند : اين نظام راه نفوذ ثروتمندان را بر دولتمردان مىگشايد و به آنها امكان مىدهد سياست را در اختيار مصالح خود به كار گيرند . در اين ميان
هامش
( 1 ) . أمالى ، صدوق ، ص 269 ، ح 17 ؛ روضة الواعظين ، ص 428 ، بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 137 .