تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

55 - و قال عليه السلام : « الغنى في الغربة وطن و الفقر في الوطن غربة . »

ترجمه : ثروتمندى در غربت ، همچون در وطن بودن و تهيدستى در وطن ، مانند در غربت زيستن است . شرح : واژه « وطن » به نيرومندى ، خويشاوندان و تجديد اتحاد و نيز بهره‌مندى ، راحتى و آرامش اشاره دارد . انسان غنى و ثروتمند همه اوصاف ياد شده را دارا است ، زيرا مال و ثروت ، آرامش و راحتى را به دنبال دارد و ديگران نيز صاحبش را دوست مىدارند . به عكس ، اين ناتوانى ، تنهايى ، بيگانگى و نيز درد ، ترس و سردرگمى است كه از واژه « غربت » به ذهن مىآيد . بدين ترتيب معناى سخن امام عليه السّلام چنين مىشود : بىنيازى ذاتا وطن انسان است ؛ چه او در محل تولد خويش باشد و چه در جاى ديگر . فقر نيز بيگانگى ، زندان و آوارگى است ؛ گرچه فرد در زادگاه خويش باشد . بالاتر اين‌كه به فرموده پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فقر ، كفر است : « نزديك است كه فقر به كفر تبديل شود . » « 1 » و چنان كه امام عليه السّلام فرموده‌اند : « تنگ‌دستى ، مرگ بزرگ‌تر است . » « 2 » تعبير به مرگ بزرگ‌تر به اين حقيقت اشاره مىكند كه تهيدستى سخت‌تر و دردناك‌تر از مرگ معمولى است . در حكمت 3 گفتارى در اين زمينه بيان شد . لازم به يادآورى است كه مراد امام عليه السّلام از « غنا » آن است كه انسان در حد
هامش
( 1 ) . « كاد الفقر أن يكون كفرا » كافى ، ج 2 ، ص 307 ، ح 4 ؛ كنز العمال ، ج 6 ، ص 492 ، ح 16682 ؛ ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 204 ، ح 204 . ( 2 ) . « الفقر الموت الأكبر » حكمت 162 .