تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
فرمود : « فريب و شيطنت بود ؛ چيزى شبيه عقل و نه عقل . » « 1 » تاريخ ، دينى را سراغ ندارد كه به اندازه اسلام ، عقل را ستوده و پايه‌ها و آموزه‌هاى خود را بر اساس آن بنا كرده باشد . در قرآن كريم 880 بار از واژه‌هاى « عقل » ، « علم » و مشتقات آنها براى اثبات حق و بىاعتبار كردن باطل ياد شده و اين به جز آياتى است كه در آنها واژه‌هاى « هدى » و « نور » به كار رفته است . سرّ پيشرفت و تمدن تاريخى مسلمانان در همين نكته نهفته است و افول و عقب‌ماندگى امروز آنان نيز سببى جز تفرقه و رها كردن جهاد مقدسى كه اسلام دستور داده ندارد . پس گناه از آنان است و نه اسلام . ( و لا فقر كالجهل ) هيچ فقرى همچون نادانى نيست ، زيرا ريشه هر تباهى است و انسان را به حيوان ملحق مىكند . در اصول كافى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است : « اى على ! هيچ فقرى شديدتر از نادانى و هيچ مالى سودمندتر از عقل نيست . » « 2 » و نيز در همان كتاب آمده است : « هرگاه انسانى را ديديد كه بسيار نماز مىخواند و روزه مىگيرد ، به او نباليد تا اين‌كه از ميزان عقل او آگاه شويد . » « 3 » ( و لا ميراث كالأدب ) مراد از « ميراث » گفتارى است كه انسان از خود به جا مىگذارد و ديگران درباره‌اش گفت‌وگو مىكنند و مقصود از « ادب » رفتار
هامش
( 1 ) . قال الإمام الصادق عليه السّلام : « العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان » فقيل له : و الّذى عند معاوية ؟ قال : « تلك النّكراء ، تلك الشّيطنة و هي شبيهة بالعقل و ليست بعقل » كافى ، ج 1 ، ص 11 ، ح 3 ؛ وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 205 ، ح 3 ؛ معانى الأخبار ، ص 240 ، ح 1 . ( 2 ) . « يا علي لا فقر أشدّ من الجهل و لا مال أعود من العقل » كافى ، ج 1 ، ص 26 ، ح 25 . ( 3 ) . « إذا رأيتم الرّجل كثير الصلاة و كثير الصّيام فلا تباهوا به حتي تنظروا كيف عقله » همان ، ح 28 .