تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
و گفت‌وگو با فكر ، زبان مىگشايد ، ولى بريده‌هاى زبان و لغزش‌هاى كلام احمق ، از فكر و انديشه‌اش پيشى مىگيرند . به بيان ديگر ، زبان عاقل پيرو قلب او و قلب نادان به دنبال زبان او است . همين معنا با لفظ ديگرى نيز آمده : « دل احمق در زبان او و زبان عاقل در دل او است . »

[ 41 - و قال عليه السلام لبعض أصحابه في علّة اعتلّها : . . . ]

41 - و قال عليه السلام لبعض أصحابه في علّة اعتلّها : « جعل اللّه ما كان من شكواك حطّا لسيئاتك فإنّ المرض لا أجر فيه و لكنّه يحطّ السّيئات و يحتّها حتّ الأوراق و إنّما الأجر في القول باللّسان و العمل بالأيدي و الأقدام و إنّ اللّه سبحانه يدخل بصدق النّية و السّريرة الصّالحة من يشاء من عباده الجنّة . » ترجمه : امام عليه السّلام به يكى از يارانش كه بيمار بود ، فرمود : خدا آن ( بيمارى ) را كه از آن گلايه دارى ، موجب كاستن از گناهانت قرار داد . در بيمارى پاداشى نيست ، ولى گناهان را از بين مىبرد و آنها را همچون برگ پاييزى مىريزد . همانا پاداش ، تنها در گفتار به زبان ، كردار با دست‌ها و قدم‌هاست و خداى سبحان هريك از بندگانش را كه بخواهد به سبب نيت راست و درون پاكش وارد بهشت مىكند . شرح : مقصود از « شكوى » در اين‌جا بيمارى است . يكى از ياران امام عليه السّلام بيمار بود . حضرت به وى فرمود : « خداوند بيمارىات را سبب كاستن از گناهانت قرار داد . » انسان تنها در برابر نيكىهايى كه از روى اختيار انجام مىدهد شايسته پاداش مىگردد و نه آن‌چه كه بىاختيار برايش رخ مىدهد . از اين‌رو ، بيمارى دقيقا شبيه بلندى و كوتاهى قد است . آرى ، اگر بيمارى با