تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
گفتار خود را در نظر نمىگيرد . به عكس ، انسان عاقل زبان خويش را نگاه داشته و پيش از انديشه و آگاهى از عاقبت و سودمندى آن چيزى نمىگويد . نمونه اين بيان در خطبه 176 گذشت ؛ با اين تفاوت كه امام عليه السّلام ، در آن‌جا از واژگان مؤمن و منافق استفاده كردند : « همانا زبان مؤمن در پس قلب او و قلب منافق پشت زبان او است ، زيرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگويد نخست مىانديشد و سپس نيك را اظهار مىدارد و ناپسند را پنهان مىكند . ولى منافق آن‌چه بر زبانش آمد مىگويد و نمىداند چه به سود او و چه به زيان او است . » « 1 » سخن بالا به اين حقيقت اشاره مىكند كه ايمان تنها با عقل استوار مىگردد . در روايتى از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله آمده است : « سرمايه من معرفت ، ريشه دينم عقل ، اساسم محبت ، مركبم اشتياق ، دوستم ترس ، سلاحم دانش ، همراهم شكيبايى ، توشه‌ام ( لباسم ) توكل ، گنجينه‌ام قناعت ، منزلگاهم راستى ، پناهگاهم يقين و افتخارم فقر است و با فقر بر ديگر پيامبران مىبالم . » « 2 » شريف رضى مىگويد : سخن امام عليه السّلام از مفاهيم بزرگ و شگفت‌انگيز است . مقصود حضرت آن است كه انسان عاقل تنها پس از مشورت با انديشه
هامش
( 1 ) . « و إنّ لسان المؤمن من وراء قلبه و إنّ قلب المنافق من وراء لسانه لأنّ المؤمن إذا أراد أن يتكلّم بكلام تدبّره في نفسه فإن كان خيرا أبداه و إن كان شرّا و اراه و إنّ المنافق يتكلّم بما أتي علي لسانه لا يدري ما ذا له و ما ذا عليه » . ( 2 ) . « المعرفة رأس مالي و العقل أصل ديني و الحبّ أساسي و الشّوق مركبي و الخوف رفيقي و العلم سلاحي و الحلم صاحبي و التّوكل زادي ( ردائي ) و القناعة كنزي و الصّدق منزلي و اليقين مأواي و الفقر فخري و به أفتخر علي سائر الأنبياء و المرسلين » المحجّة البيضاء ، ج 8 ، ص 101 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 173 ، ح 12672 .