تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
دانشى داشته باشد . 6 - دوستى با بخيل : چنين فردى نسبت به حقيقت و وفادارى بخيل است . از تو بهره مىگيرد ، ولى جز ناآگاهى و يأس بر تو نمىافزايد . 7 - دوستى با گنهكار : او كسى را نمىشناسد ، جز در برابر سند قرارداد اقرار نمىكند و دين و وطن خود را با شيطان معامله مىكند . ازاين رو ، جاى تعجب نيست كه دوست خود را به كم‌ترين بهايى بفروشد . 8 - دوست شدن با دروغگو : شخص دروغ‌پرداز سراسر ريا ، درويى فريب و اغفال است و ممكن را ناممكن و ناممكن را ممكن جلوه مىدهد .

39 - و قال عليه السلام : « لا قربة بالنّوافل إذا أضرّت بالفرائض . »

ترجمه : كار مستحب اگر به واجب زيان برساند انسان را به خدا نزديك نمىكند . شرح : مستحب به كارى مىگويند كه انجام آن بهتر است ، ولى تركش عيبى ندارد . واجب هم عملى است كه انجامش لازم و رها كردنش حرام باشد . حال اگر انجام هردو باهم ممكن شود بهتر است چنين كنيم . بسى روشن است كه كلام امام عليه السّلام حالت اخير را شامل نمىگردد ، ولى اگر نمىتوان هردو را انجام داد و فرصت تنها براى يكى پيش آمده ، بايستى به واجب عمل نمود . براى نمونه هرگاه زمان تنها براى خواندن نماز واجب باقى است ، از مستحب صرفنظر مىكنيم . همچنين اگر مال انسان تنها براى پرداخت