تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
« بيعة » براى هيأت است و نه مره . مقصود آن است كه براى مردم روزگارى سخت و دشوار در پيش است . توانگران در مال خود بخل مىورزند ؛ در حالى كه خداوند به بخشش دستور مىدهد . باطل قدرت مىيابد و هواخواهانش چيره مىگردند . گرگان به آزار نيكان و آزادگان مىپردازند . تباهى و گمراهى همه‌جا را مىگيرد و پيروى از حاكمان سركش اجبارى مىشود و حال آن‌كه اسلام معامله زورى را امضا نكرده است . دليل اين‌كه اضطرار را در اين‌جا به زور و اجبار تفسير كرديم و نه ناچارى ، آن است كه فقيهان تنها معامله فرد نخست را نادرست مىدانند و نه دومى را . آنان استدلال مىكنند كه در خريد و فروش ، رضايت شرط است و ناچارى با آن جمع مىشود ؛ مانند كسى كه چيزى را با رضايت و آرامش خاطر و انگيزه [ رسيدن به پولى براى ] درمان يا تعهدات مالىاش مىفروشد ، ولى نمىتوان گفت فردى هم مجبور است و هم راضى . سخن درباره آخر الزمان در خطبه 103 « 1 » و نيز حكمت‌هاى 101 « 2 » و 370 « 3 » بيان شد .
هامش
( 1 ) . « أيّها النّاس سياتي عليكم زمان يكفا فيه الإسلام كما يكفا الإناء بما فيه » ( اى مردم ! به زودى زمانى بر شما خواهد رسيد كه اسلام چونان ظرف واژگون شده ، آن‌چه در آن است ريخته مىشود ) . ( 2 ) . « ياتي علي النّاس زمان لا يقرّب فيه إلّا الماحل و لا يظرّف فيه إلّا الفاجر و لا يضعّف فيه إلّا المنصف يعدّون الصّدقة فيه غرما و صلة الرّحم منّا و العبادة استطالة علي النّاس فعند ذلك يكون السّلطان بمشورة النّساء و إمارة الصّبيان و تدبير الخصيان » ( روزگارى بر مردم خواهد آمد كه جز سخن چين بدگوى را محترم نشمارند و تنها بدكار هرزه در نظر [ پسنديده ] آيد و جز انسان دادگر كسى وانهاده نشود . در آن روزگار كمك به نيازمندان خسارت ، پيوند با خويشاوندان لطف و منت و عبادت ، نوعى برترى جستن بر مردم است . در آن زمان حكومت با مشورت زنان ، فرماندهى خردسالان و برترى خواجگان اداره مىگردد . ) ( 3 ) . « ياتي علي النّاس زمان لا يبقي فيهم من القرآن إلّا رسمه و من الإسلام إلّا اسمه و مساجدهم يومئذ عامرة من البناء خراب من الهدي سكانها و عمّارها شرّ أهل الأرض منهم تخرج الفتنة و إليهم تاوي الخطيئة ، يردّون من