462 - و سئل عن التّوحيد و العدل فقال عليه السلام : « التّوحيد ألّا تتوهّمه و العدل ألّا تتّهمه . »
ترجمه : از امام عليه السّلام درباره توحيد و عدل پرسيدند . فرمود : توحيد آن است كه خدا را در وهم نيارى و عدل آن است كه او را متّهم نسازى .
شرح : ( ألّا تتوهّمه ) در خيال آوردن خداى سبحان و متعال ، به هر شكلى كه باشد ، شايسته نيست ، زيرا تصور محدود است و خدا نامحدود و چيزى او را در بر نمىگيرد . او ازلى و ابدى است و آغاز و پايان ندارد . انديشه در آفريدهها و نشانههايش سزا است و نه در ذات و حقيقتش .
( ألّا تتّهمه ) نبايد او را به چيزى كه با بزرگى و حكمتش نمىسازد ، متهم كرد كه خود فرمود : « همانان كه خدا را [ در همه احوال ] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مىكنند و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند [ كه : ] پروردگارا ! اينها را بيهوده نيافريدهاى . منزهى تو ! پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار . » « 1 »
پيشتر بارها و از جمله در خطبههاى اول « 2 » و 186 « 3 » و شرح آن دو ،
هامش
( 1 ) .الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِآل عمران / 3 : 191 .
( 2 ) . « الّذي لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن . . . لا يتوهّمون ربّهم بالتّصوير » ( خدايى كه افكار ژرف انديش ، ذات او را درك نمىكنند و دست غوّاصان درياى علوم به او نخواهد رسيد . . . ( فرشتگان ) هرگز خدا را با وهم و خيال ، در شكل و صورتى نمىپندارند . )
( 3 ) . « . . . و لا صمده من أشار إليه و توهّمه . . . لا تناله الأوهام فتقدّره و لا تتوهّمه الفطن فتصوّره » ( . . . آنكس كه به خدا اشاره كند يا در وهمش آورد ، او را بىنياز ندانسته است . . . انديشهها به او نمىرسند تا اندازهاى براى خدا تصوّر كنند و فكرهاى تيزبين نمىتوانند او را درك كند تا صورتى از او تصوّر نمايند . )