گذرگاه عبور است ؛ نه جاى ماندن و مردم در آن دو دستهاند : يكى آنكه خود را فروخت و به تباهى كشاند و ديگرى آنكس كه خود را خريد و آزاد كرد » « 1 » و « آگاه باشيد ، آن را كه براى آخرت آفريده شده است ، با دنيا چه كار ؟ ! » « 2 »
456 - و قال عليه السلام : « إنّ لبني امية مرودا يجرون فيه و لو قد اختلفوا فيما بينهم ثمّ كادتهم الضّباع لغلبتهم . »
ترجمه : بنى اميه را مهلتى است كه در آن مىتازند . پس آنگاه كه ميانشان اختلاف افتد كفتارها بر آنان دهان گشايند و بر آنان پيروز شوند .
شرح : شريف رضى مىگويد : « مرود » بر وزن « منبر » از ماده « إرواد » به معناى مهلت و اين سخن ، از فصيحترين و زيباترين سخنان است . گويى امام عليه السّلام مهلت كوتاه بنى اميه در حكومت را به ميدان مسابقهاى تشبيه كرده كه مسابقه دهندگان به ترتيب در يك مسير مشخّص به سوى يك هدف به پيش مىروند و آنگاه كه به هدف رسيدند نظم آنها در هم شكسته مىشود .
« المرود » از « أرود ، إروادا » گرفته شده و « رويدا » ؛ يعنى مهلت بده . مقصود
هامش
-إنّما ينقلون من دار أعما * ل إلى دار شقوة أو رشادمردم براى ماندن آفريده شدند . ازاينرو ، آنان كه ايشان را نابود شدنى پنداشتند ، ره به بيابان بردهاند . آنها فقط از خانه كار و عمل به سراى بدبختى يا رشد و هدايت برده مىشوند . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 181 ؛ تاريخ بغداد ، ج 4 ، ص 444 .
( 1 ) . « الدّنيا دار ممرّ لا دار مقرّ و النّاس فيها رجلان رجل باع نفسه فأوبقها و رجل ابتاع نفسه فأعتقها » .
( 2 ) . « ألا فما يصنع بالدّنيا من خلق للآخرة » .