باطلگرايان ؛ گرچه خشم و بدگويى آنان را برانگيزد . « 1 »
( و ألّا يكون في حديثك فضل عن عملك ) مؤمن از خود سخن نمىگويد و اگر ناچار شود ، چيزى را به خود نمىبندد ؛ گرچه برايش سود داشته باشد . اين هم نشانه ديگرى از صداقت و ترجيح آن بر دروغ است . ( و أن تتّقي اللّه في حديث غيرك ) سخنى كه سبب آزار ديگرى شود ، نگفته و از نسبتى كه سزاوارش نيست خوددارى كنى .
451 - و قال عليه السلام : « يغلب المقدار على التّقدير حتّى تكون الآفة في التّدبير . »
ترجمه : تقدير الاهى چنان بر محاسبات ما چيره مىشود كه آفت تدبير است .
شرح : شريف رضى مىگويد : مضمون اين حكمت در گذشته با عبارت ديگرى نقل شد . مقصود سيد رضى ، حكمت 15 است : « كارها چنان در سيطره تقدير است كه چارهانديشى به مرگ مىانجامد . » « 2 »
هامش
( 1 ) .« عليك بالصّدق و لو أنّه * أحرقك الصّدق بنار الوعيد »همواره راستگو باش ؛ گرچه سبب شود در آتشى كه به آن تهديد شدهاى ، بسوزى . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 175 ؛ كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 45 .
( 2 ) . « تذلّ الامور للمقادير حتّي يكون الحتف في التّدبير » .