جنبه ضعف انسان از ابتداى زندگى و در مسير آن تا پايان ، خاطر نشان مىكند ؛ ابتدايش نطفه و علقه و انتهايش مردارى پوسيده است و در بهار زندگى ، اختيار سود و زيان خود را ندارد . مقصود امام عليه السّلام شناساندن اندازه انسان به او و نگاه داشتنش در همان حد است تا خود را بزرگ و مردمان را كوچك نبيند .
447 - و سئل من أشعر الشّعراء فقال عليه السلام : « إنّ القوم لم يجروا في حلبة تعرف الغاية عند قصبتها فإن كان و لا بدّ فالملك الضّلّيل . »
ترجمه : كسى از امام عليه السّلام پرسيد : بزرگترين شاعر عرب كيست ؟ فرمود :
شاعران در يك وادى روشنى نتاختهاند تا پايان كار معلوم شود و اگر ناچار بايد داورى كرد ، پس پادشاه گمراهان ، بزرگترين شاعر است .
شرح : شريف رضى مىگويد : « مراد امام عليه السّلام ، امرؤ القيس است . » « الحلبة » ميدان مسابقه اسبان ؛ « القصبة » ( در اينجا ) خط پايان مسابقه كه نشان پيروزى برنده است ؛ امرؤ القيس را « الضّلّيل » ناميدند ، چراكه مانند ابى نواس همه حرامها را حلال مىدانست .
امام عليه السّلام مىفرمايد : شرط درستى سنجيدن دو شاعر با يكديگر ، شعر گفتن آنها در يك زمينه است ؛ درست مانند دو اسب در ميدان مسابقه . ازاينرو ، در صورت وجود اختلاف در موضوع ، مقايسه آن دو مشكل به نظر مىرسد .
البته با چشمپوشى از اين نگاه دقيق ، بايد امرؤ القيس را برترين شاعر [ عرب ] دانست . آنچه گفتيم معنايى است كه از كلام امام عليه السّلام فهميده مىشود . نكته