هنوز زنده است . وى زمانى كه حكومت را از دست داد ، همه چيز را فراموش نمود و با دستمزدى اندك در يك باغ به كار مشغول شد . او گلها را آبيارى مىكرد و علفهاى هرز را با دست خود هرس مىنمود و در همين حال درباره زندگى خويش ، چندين كتاب پندآموز نوشت تا درسى براى ديگران باشد . اين چنين ، هر خردمندى با واقعيت زندگى كنار مىآيد و اگر چنين نكند ، زندگانىاش به اسطوره و خرافات خواهد گذشت .
442 - و قال عليه السلام : « من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته . »
ترجمه : كسى كه خود را گرامى دارد ، هوسهايش در ديده وى خوار مىشود .
شرح : معيار كرامت در نزد خدا و مردمان آن است كه انسان ، اختيار خود را در دست گرفته ، با اشاره دين و عقل حركت كرده و در سختىها همچون آزادگان شكيبايى ورزد . به عكس ، كسى كه رام خواستههاى خود گردد ، با دست خويش كرامتش را تباه كرده است . به حكيمى گفتند : خواستهات چيست ؟ گفت : مىخواهم كه چيزى نخواهم .
443 - و قال عليه السلام : « ما مزح امرؤ مزحة إلّا مجّ من عقله مجّة . »
ترجمه : كسى به شوخى نپرداخت جز آنكه مقدارى از عقل خويش را بيرون انداخت .