تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥

[ 436 - و قال عليه السلام و قد جاءه نعي الأشتر رحمه اللّه : . . . ]

436 - و قال عليه السلام و قد جاءه نعي الأشتر رحمه اللّه : « مالك و ما مالك و اللّه لو كان جبلا لكان فندا و لو كان حجرا لكان صلدا لا يرتقيه الحافر و لا يوفي عليه الطّائر . » ترجمه : خبر مرگ مالك اشتر رحمه اللّه كه به امام عليه السّلام رسيد ، فرمود : مالك را مىگوييد ؟ وه كه تا چه اندازه مرد بود مالك ! به خدا سوگند ، اگر كوه بود ، همانا كوهى بود بلند و قله‌اى شامخ و اگر سنگ بود ، سنگى بود سخت كه پاى هر رهنوردى به دامن آن نمىرسيد و هيچ پرنده بلند پروازى بر بالاى آن پريدن نمىتوانست . شرح : شريف رضى مىگويد : « فند » كوهى است از ديگر كوه‌ها ممتاز و جدا افتاده . « الصّلد » سخت و برّاق ؛ « الحافر » سم براى حيوان كه مانند پا است براى انسان ؛ « لا يرتقيه » از آن بالا نمىرود ؛ « لا يوفى عليه » بر آن فائق نمىآيد . مالك ، در دين و اخلاق مرتبه‌اى و الا داشت و در دليرى ، مردانگى ، جهاد و جانفشانى ، بلند همت بود .

437 - و قال عليه السلام : « قليل مدوم عليه خير من كثير مملول منه . »

ترجمه : اندك پايدار به از بسيارى كه ملال آورد . شرح : در هرروز يك درس را با فهم و انديشه فراگير و سال‌ها بر اين كارت بمان تا عالمى توانمند گردى . فراوان درس گرفتن و خواندن و بستن كتاب به بهانه صرفه‌جويى در زمان ، تو را ملول و فهمت را ناپخته و خام