نگرديد . » « 1 » كسى كه بر گذشته افسوس نخورد و به داشتههاى خود شادمان نباشد ، هر دو سوى زهد را دريافته است .
شرح : « زهد » خرسندى از انجام شدنىها و كارهاى ممكن ؛ معناى « دو كلمه از قرآن » روشن است . كلمه نخست مىگويد : براى از دست رفتهها اندوهگين مباش و كلمه دوم از شاد بودن به سبب داشتهها نهى مىكند ، زيرا رفتهها با اندوه برنمىگردد و آينده نيز لزوما استمرار گذشته نيست . گفتهاند :
« به چيزى كه رخ داده ، نمىگويم : اى كاش نبود ! و در حسرت آنچه ندارم ، آرزوى داشتنش را نمىكنم . » « 2 » در گذشته ، مكرر درباره زهد گفتوگو شد .
433 - و قال عليه السلام : « ما أنقض النّوم لعزائم اليوم ! »
ترجمه : خواب ، چه تصميمهاى روزانه را كه نقش بر آب كرد !
شرح : همين حكمت ، عينا در خطبه 241 بيان شد . گزيده سخن اين است : خواب فوايدى دارد و از جمله آنكه ، گاه انسان تصميمى مىگيرد ، ولى هنگامى كه بخوابد ، فراموشش مىكند .
434 - و قال عليه السلام : « الولايات مضامير الرّجال . »
ترجمه : فرمانروايى ، ميدان مسابقه مردان است .
هامش
( 1 ) . حديد / 57 : 23 .
( 2 ) . اين سخن از ابن مسعود روايت شده است . مسكن الفؤاد ، شهيد ثانى ، ص 81 ؛ نيز نك :
مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 238 ؛ التبيان ، شيخ طوسى ، ج 1 ، ص 357 .