شرح : براى رسيدن به آرزوهاى خود سخت مىكوشد و دين و آخرت را فدا مىكند ، ولى مرگ بين او و رؤياهايش فاصله مىاندازد . آنگاه از آهى به آهى جانكاهتر منتقل مىشود ؛ از رنج دنيا به كيفر آخرت و از تلاشهاى پراكنده و بىثمر به جايگاه بلا و مصيبت . صورت ياد شده ، بر بسيارى از گروهها منطبق است . بازرگانى براى قرار گرفتن در صدر ثروتمندان ، جنس خود را احتكار مىكند و مزدورى براى رسيدن به حكومت و قدرت از خيانت فرونمىگذارد . ناگهان مرگ فرا مىرسد و آنان را پيش از رسيدن به مقصود با خود مىبرد . آيا پندگيرندهاى هست ؟ كشته باد انسان ، چه ناسپاس است !
[ 425 - و قال عليه السلام : « الرّزق رزقان طالب و مطلوب فمن طلب الدّنيا طلبه الموت . . . ]
425 - و قال عليه السلام : « الرّزق رزقان طالب و مطلوب فمن طلب الدّنيا طلبه الموت حتّى يخرجه عنها و من طلب الآخرة طلبته الدّنيا حتّى يستوفي رزقه منها . »
ترجمه : روزى دو گونه است : رزقى كه تو را مىجويد و معاشى كه تو آن را مىجويى . كسى كه دنيا را خواهد ، مرگ نيز او را مىطلبد تا از دنيا بيرونش كند و كسى كه به دنبال آخرت رود ، دنيا در پى او است تا روزىاش را به تمام بپردازد .
شرح : ( طالب ) رزق بىحساب . ( مطلوب ) معاشى كه برايش نقشه مىكشد و مىكوشد . ( فمن طلب الدّنيا ) كسىكه به چيزى [ جز دنيا ] توجه نمىكند ( طلبه