تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
رها كنيد تا باز شوند . 3 - ( فأماتوا منها ما خشوا أن يميتهم ) [ رذيله‌هايى همچون ] طمع ، كينه و درويى [ را در خود كشتند ؛ مبادا آنان را از پا درآورد . ] 4 - ( و تركوا منها ما علموا أنّه سيتركهم ) اگر اندوخته‌هاى مازاد بر نياز ، صرف [ كار خير ] نگردد ، به ناچار براى ديگران مىماند و همراه كسى به سراى ديگر نمىرود . حال كه چنين است ، پس له له زنان در جست‌وجويش براى چه ؟ ! تنها انگيزه خردپسند ، مىتواند پس‌انداز خشنودى خدا و خدمت به بندگان او باشد تا پاداشى كريمانه را به همراه آورد . 5 - ( رأوا استكثار غيرهم منها استقلالا و دركهم لها فوتا ) به چشم خود ديده‌اند انسان‌ها غالبا با افزايش ثروت ، خيرشان اندك و با رسيدن به دنيا ، از دينشان كم مىشود . كوتاه سخن آن‌كه هر اندازه افراط در امور مادى ، برابر است با همان مقدار دورى از معنويات . 6 - ( أعداء ما سالم النّاس و سلم ما عادي النّاس ) تجمل‌گرايان دشمن حقيقت‌اند ، چراكه حق ، دشمن خواسته‌هاى آنها است . آنان به يارى باطل و گمراهى مىشتابند تا شهوات و خواهش‌هايشان را سير كند . به عكس ، دوستان خدا به جنگ باطل و باطل‌گرايان مىروند و حق را يارى مىكنند ، زيرا خود ياورى جز آن ندارند . 7 - ( بهم علم الكتاب و به علموا ) علم خود را از كتاب خدا برگرفته‌اند و آن را در بين مردم گسترش مىدهند . 8 - ( و بهم قام الكتاب ) بر راستىاش ( قرآن ) ، دليلى استوار مىآورند .