421 - و قال عليه السلام : « من شكا الحاجة إلى مؤمن فكأنّه شكاها إلى اللّه و من شكاها إلى كافر فكأنّما شكا اللّه . »
ترجمه : كسىكه از نياز خود نزد مؤمنى گلايه كند ، گويى به پيشگاه خدا شكايت برده و آنكس كه از نيازمندى خود نزد كافرى شكوه نمايد ، گويى از خدا گلايه كرده است .
شرح : گلايهمندى مؤمن نزد مؤمنى ديگر ، نشانگر ناخشنودى از قضا و تقدير خداوند نيست ، زيرا هريك از آندو به او ايمان دارند . افزون بر اين ، دوست مؤمن او با سفارش به شكيبايى ، بشارت به پاداش الاهى و دعاى خير ، مشكل را بر برادر خود آسان مىكند . به عكس ، شكوه مؤمن در حضور كافر ، اعتراف ضمنى به حق بودن كفر و تشويق كافر بر كيش خويش است .
در حقيقت ، گويا به كافر چنين مىگويد : « آيا ديدى خداوند با وجود ايمانم ، چه بر سرم آورد ؟ » كافر نيز با زبان حال يا گفتار او را سرزنش مىكند : « آيا به اشتباه و گمراهىات پى بردى ؟ » از اينرو ، گلايه نزد كافر ، شكوه كرده بر خدا است .
هامش
- چه بسيار بىنياز ثروتمند كه به هنگام شب فقيرى بىچيز گشته است و چه بسا خوشگذران آرميده در كاخها كه صبح هنگام آن را با گورها عوض كردهاند . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 71 .