تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
زودگذر دنيا پرداختند . پس هواى نفسى كه آنان را از پاى درمىآورد ، كشتند و آن‌چه كه آنان را به زودى ترك مىكند ، رها كردند . بهره‌مندى دنياپرستان را از دنيا خوار شمردند و دست‌يابى آنان را به دنيا زودگذر دانستند . با آن‌چه مردم آشتى كردند ، دشمنى ورزيدند و با آن‌چه دنياپرستان دشمن شدند آشتى نمودند . قرآن به وسيله آنان شناخته مىشود و آنان به كتاب خدا آگاه‌اند . قرآن را پابرجا مىكنند و خود به كتاب خدا استوارند . به بالاتر از آن‌چه اميدوارند چشم نمىدوزند و جز از آن‌چه مىترسند ، هراس ندارند . شرح : درباره پرهيزكاران و دوستان خدا در خطبه‌ها ، نامه‌ها و حكمت‌هاى پيشين ، مكرر سخن گفته شد . در اين حكمت امام عليه السّلام ، چنان‌كه شيوه مبلغان خيرخواه است ، دوباره به گفت‌وگو درباره ايشان بازگشته تا شايد گوش‌هايى شنوا بيابد . حضرت بدين‌گونه ويژگىهاى دوستان خدا را بيان مىكند : 2 - ( إنّ أولياء اللّه هم الّذين نظروا إلي باطن الدّنيا إذا نظر النّاس إلي ظاهرها ) دنيا ظاهرى و باطنى دارد . ظاهرش فريبنده و غلطانداز است . آن‌كس كه تنها بدان چشم بدوزد ، سرگرمش مىشود و از آخرت باز مىماند و دوستان خدا كه واقع‌بين‌اند ، آن را وسيله خوشى ماندگار خويش مىدانند . 2 - ( و اشتغلوا بآجلها إذا اشتغل النّاس بعاجلها ) « هاء » در « آجالها » به دنيا بر مىگردد و مقصود ، آخرت است ، زيرا پس از دنيا مىآيد . معناى عبارت چنين است : پارسايان بر سر دنيا رقابت نمىكنند و براى آن به پا نمىخيزند . آنان به رهگذرى مىمانند كه مىگويد : شكوفه‌ها را