ازاينرو ، بيرون آمدن از اين قاعده ، به معناى پيروزى بر خواهشهاى نفس بوده و نشان از توان برقرارى ارتباط با ديگران دارد . با همه اين ، خويشتندارى فقير نسبت به ثروتمند ، بهتر و ارزشمندتر است ، زيرا - همانطور كه گفتيم - اين غرور ، سبب مناعت طبع ، قناعت و توكل بر خدا مىشود . « 1 »
401 - و قال عليه السلام : « ما استودع اللّه امرا عقلا إلّا استنقذه به يوما ما . »
ترجمه : خدا خرد را نزد كسى به وديعت ننهاد ، جز آنكه روزى او را بدان نجات داد .
شرح : با عقل ، درست از نادرست ، سود از زيان و حق از باطل مشخص
هامش
( 1 ) .قنعت فأعتقت نفسى و لن * املّك ذا ثروة رقّها
و نزّهتها عن سؤال الرّجال * و منّة من لا يرى حقّها
و إنّ القناعة كنز اللّبيب * إذا ارتفعت فتقت رتقها
سيبعث رزق الشّفاه الغراث * و خمص البطون الّذى شقّها
فما فارقت مهجة جسمها * لعمرك أو وفّيت رزقها
مواعيد ربّك مصدوقة * إذا غيرها فقدت صدقهاقناعت ورزيدم و بدينگونه خود را آزاد ساختم و هرگز بردگى ثروتمندى را به گردن نمىخرم .
خواستن از مردمان و منت حقناشناسان را از خود دور نمودم . به درستى كه قناعت گنج خردمندان است و هرچه افزون شود كارگشاتر است . به يقين ، روزى دهانها و شكمهاى گرسنه خواهد رسيد . به جانت قسم ، تا زمانى كه هركس تمامى روزى [ مقدّر ] خود را دريافت نكند ، روح از كالبدش بيرون نمىرود . هنگامى كه پيمانهاى ديگران راستى خود را از دست مىدهد ، وعدههاى پروردگارت راستين است . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 39 .