مىفرمايد : « بگو : بار خدايا و اى فرمان فرما ! هر آنكس را كه خواهى ، فرمانروايى بخشى و از هركه خواهى ، فرمانروايى را باز ستانى . هركه را خواهى ، عزت بخشى و هركه را خواهى ، خوار گردانى . همه خوبىها به دست تو است و تو بر هر چيز توانايى . » « 1 »
[ 399 - و قال عليه السلام لعمّار بن ياسر و قد سمعه يراجع المغيرة بن شعبة كلاما : « دعه يا عمّار . . . ]
399 - و قال عليه السلام لعمّار بن ياسر و قد سمعه يراجع المغيرة بن شعبة كلاما : « دعه يا عمّار فإنّه لم ياخذ من الدّين إلّا ما قاربه من الدّنيا و على عمد لبس على نفسه ليجعل الشّبهات عاذرا لسقطاته . »
ترجمه : عمّار پسر ياسر با مغيرة بن شعبه بحث مىكرد و پاسخ او را مىداد . امام عليه السّلام آن را شنيد و به وى فرمود : اى عمّار ! مغيره را رها كن ، زيرا او از دين به اندازهاى كه او را به دنيا نزديك كند ، برگرفته و به عمد حقيقت را بر خود پوشيده داشته تا شبههها را بهانه لغزشهاى خويش قرار دهد .
شرح : مغيره به هيچيك از احكام شريعت پاىبند نبود ، مگر اينكه از آنها وسيلهاى براى خواستههاى خود فراهم مىنمود . به همين روى ، براى توجيه اهداف گناهآلود خود دست به مغالطه مىزد . ابن ابى الحديد در شرح اين حكمت ، شخصيت او را اينگونه ترسيم مىكند : « گروهى از مسلمانان مغيره را فاسق دانستهاند . او از فاسدان پشتيبانى مىنمود ، شكم پرست و
هامش
( 1 ) .قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌآل عمران / 3 : 26 .